ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

236

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

وام گيرنده در نظر بگير خواهى يافت كه وام دهنده دوستيش نسبت به وام گيرنده بيشتر است و بسا هست كه برايش دعا كند تا زنده بماند و نعمت و ثروت كافى بر او ريزش كند اگر چه همهء اينها بدين خاطر است كه به حقّش برسد و مالش به او بر گردد نه به خاطر دوستى خالص كه به او دارد ، امّا براى وام گيرنده اين همّت نيست و اين دعا را نمىكند لكن ميلش به نيكى و دوستى او بيشتر از دوستى احسان كننده است . هر گاه آن مطالب ياد شده را دانستى پس چنين احسانى اگر چه زبان را قطع مىكند جز اين كه اين قطع دائمى و پى در پى نيست بلكه موكول به تداوم احسان مىباشد ، و گاهى براى اين احسان كننده پيش مىآيد كه وقتى مردم بفهمند و مطلَّع شوند كه احسانش عارضى است زبانهايشان قطع نمىگردد . بايد بدانى كه احسان اوّلى ( ذاتى ) اگر چه مقصود اصلى از اين كلمه است جز اين كه احسان دوّمى نيز مقصود مىباشد ، زيرا بر آن هم صدق مىكند كه قطع كنندهء زبان است . آن گاه بايد بدانى كه احسان چنان كه زبان را قطع مىكند سبب انس گيرى و دوستى مىشود چنان كه شناختى احسانى را كه سبب به دست آوردن سعادت دنيا و آخرت مىشود ، و علَّت استحقاق يافتن دو مقام است ، و سبب دوستى آفريدگار و رسيدن به بارگاه مقدّس اوست چنان كه در قرآن مجيد بدان اشاره شده است : خدا نيكوكاران را دوست مىدارد ( 1 ) . و محقّقا خدا با نيكوكاران است ( 2 ) . به وسيلهء احسان آزادگان بنده مىشوند چنان كه زبان افراد شرور قطع مىگردد . شاعر گفته است : به مردم نيكى كن تا دلهايشان را بنده سازى پس مواردى كه احسان انسان را به بندگى كشانده طولانى است ( 3 ) . بر عاقل سزاوار است كه با كسى كه مورد محبّت خداست ملازم باشد چون او محبوب خداست ، و با كسانى باشد كه با خدايند ، و همان طورى كه خدا نام محسن و نيكى كننده را براى خود برگزيده او هم نام محسن را براى خود برگزيند ، پس هر كه با خدا باشد محقّقا در جوار حق جائى به دست مىآورد ، و هر كه محبوب خدا باشد به همهء هدفهايش مىرسد ، و هر كه اخلاق خدا را داشته باشد مستحق

--> ( 1 ) در موارد زيادى از قرآن آمده است از آن جمله : آل عمران ( 3 ) آخر آيه 134 . ( 2 ) عنكبوت ( 29 ) آخر آيه 69 . ( 3 ) احسن الى النّاس تستعبد قلوبهم فطالما استعبد الانسان احسان اين شعر از ابو الفتح بستى مىباشد و از شعر نونيّه مشهور اوست .