ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

233

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

چاره انديشى كنى بدين گونه كه در به دست آوردن ضدّ آنها بكوشى ، و اين كه بكلَّى آن صفات پست بر تو عارض نشود . امّا اين كه تو آن را به تقدير نسبت دهى تكليف تو نيست علاوه بر اين كه بديهايى كه براى تو روى داده است مقصود ذاتى از آن بديها فضايل نمىباشد از آن جهت كه سلب كردن خيرى كه از فضايل در تو موجود است امكان ندارد و گرنه تو ، تو نمىباشى . پس اگر به قلبت خطور كند آنچه گفته مىشود كه : كيفر بر امورى كه واجب و ضرورى است ستم است و زشت مىباشد و واجب است خداى تعالى را از آن منزّه بدانى پس بدان كه سخن ظلم و زشتى آن و دادگرى و نيكويى آن عقايدى پسنديده است و سبب مشهور شدن و پديد آمدنش در ميان همهء مردم به اين دليل است كه مصالح آنها و منظم شدن امورشان را در بر دارد نه اين كه بديهى باشد در اين صورت بناى احكام خداى متعال بر آن لازم و استوار نيست . كلمهء بيست و نهم گفتار آن حضرت ( ع ) : ليس العجب ممّن هلك كيف هلك انّما العجب ممن نجا كيف نجا . شگفت نيست از آن كه هلاك شده كه چگونه هلاك شده است شگفت از كسى است كه نجات يافته ، چگونه رهايى يافته است ( 1 ) .

--> ( 1 ) اين سخن از غير امام على ( ع ) نيز نقل شده است لكن با كمى اختلاف در لفظ ، از آن جمله موردى است كه محدّث كاشانى مولا محسن فيض ( ره ) در آخر رسالهء صغيره اش كه نامش « ضياء القلب » مىباشد نقل كرده و در ضمن رساله هاى ششگانه اش چاپ شده است . و صريح آن در صفحهء 185 چنين است « از حسن بصرى روايت شده است كه گفت : شگفت نيست از آن كه نجات يافته كه چگونه نجات يافته است ، شگفت از كسى است كه هلاك شده چگونه هلاك شده است ، با زياد بودن وسايل راهنمايى و فراوان بودن دليلهاى روشن ، و در امالى شيخ صدوق ( ره ) به سندهاى خود گفته است : امام صادق ( ع ) بيشتر اوقات مىفرمود دانش راه براى مريدش روشن است و دلها را از راه در نابينايى مىبينم ، براستى از هلاك شونده اى كه وسيلهء رهائيش موجود بوده به شگفت آمدم و از آن كه نجات يافت تعجّب كردم و مرحوم مجلسى ( ره ) پس از نقل دو بيت از امالى صدوق به صورت مسند در جلد اوّل بحار صفحه 117 چاپ امين الضّرب گفته است : » توضيح شگفتى از نابودى به خاطر زياد بودن انگيزه هاى هدايت و روشن بودن راه و شگفتى از رهايى به خاطر كم بودن آن و زياد بودن نابود شوندگان و هر كارى كه اندك باشد از چيزهايى است كه از آن شگفتى پديد مىآيد ، و آن دو بيت را نيز در جلد يازدهم در ترجمهء صادق ( ع ) به نقل از مناقب ابن شهر آشوب ، ايراد فرموده است ( به صفحه 111 از چاپ امين الضرب ملاحظه فرمائيد ) پس بايد بدانى كه سخن اوّل كه به حسن بصرى نسبت داده شده به مولاى ما ابى محمّد حسن مجتبى ( ع ) نسبت داده شده بنا بر آنچه من در بعضى از كتابها ديده‌ام و هر كس مىخواهد تحقيق كند به جاهايى كه در جلدهاى ناسخ التواريخ گمان دارد رجوع كند .