ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

227

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

كلمهء بيست و چهارم گفتار آن حضرت ( ع ) : ربّ رجاء يودى الى الحرمان . بسا اميدى كه به محروميّت كشانده مىشود . شارح گويد : حرمان مصدر است از گفتار تو ، محروم كردم فلانى را از بخشش هر گاه به كلَّى او را از عطا و بخشش منع كنى ، مقصود در اين جا شرح اين مطلب است كه اميدواريى كه بر حسب عادت سبب حاصل شدن خواسته است گاهى اتّفاقا موجب محروميّت اميدوار مىشود و توضيح آن اين است كه اميد يا به خداى تعالى است يا يكى از افراد انسان و در هر دو صورت گاهى سبب محروميّت مىشود امّا از طرف خداوند پس صورت آن اميدواريى است كه برايش حاصل شده براى شكوهمند شدن يا مال و ثروت ثابت ، پس حرص و آز بر او چيره مىشود و آرزوى زياد شدن ثروت او را به سفر كردن در درياها و بيابانهاى بى آب و علف مىكشاند و در قضاى الهى نابودى او معيّن شده و موجب مىشود كه بكلَّى صاحب آن آرزو محروم شود اگر چه تلف شدن او ذاتا خواسته و مقصود ذات پروردگار نمىباشد ، امّا محروميّت از طرف افراد بشر صورتش آن است كه اميدوار ، آهنگ يكى از نيكوكاران كند به اين اميد كه به دو چيزى ببخشايد پس حرص و طمع در جستجوى چيز ناممكن يا تقاضاى چيزى كه طبيعت از تقاضاى آن تنفّر دارد غالب مىشود پس اين كار نيروى خشم را بر مىانگيزاند و بكلَّى موجب منع آن خواسته مىشود بطورى كه اگر به كمتر از آن اكتفا مىكرد و آسانتر از آن را مىخواست به او داده مىشد و از آن ممنوع نمىگرديد و چون اين حالات نسبت به اميدى كه به حاصل شدن خواسته كشانده شود و رسيدن به چيزهايى مورد اميد ، كمتر وجود پيدا مىكند ناگزير امام ( ع ) قضيّه را با ربّ آغاز فرمود . و در اين كلمه نيز هشدارى بر اين است كه بايد اميّد را در جاى خود چنان كه سزاوار است و به گونه اى كه شايسته است گذاشت تا از آن ، ملكهء آزادى حاصل شود ، و نيز اميدى كه از مجراى طبيعى خودش خارج شود مستلزم محروميّت است كه طبيعت از آن نفرت دارد ، و خدا سر پرست توفيق است .