ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
223
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
روبرو شدن با كار زشت روح نفسانى كشش پيدا مىكند و پيوسته بر حسب عادت و طولانى شدن مواجهه آن كشش زياد مىشود تا آن جا كه برايش شعور ترس از نكوهش نمىماند ، و از روبرو شدن با دشنام متأثر و شرمسار نمىگردد ، پس بر تو آشكار شد كه از دادن مخصوص از محلّ ياد شده ( لواط دادن ) كمى حيا لازم مىآيد ، امّا بذائت نتيجهء كمى حياست ، و چون اين صفات پست و تاريكيها كه از نبودن اين فضيلتها پديد مىآيد طبعا انسان از آن گريزان است و آن كار ( لواط ) سبب همراهى آن رذايل است اين كلمهء امام ( ع ) هشدار بر پرهيز از نزديك شدن و دورى از آن را تا آن جا كه ممكن است در بر دارد ، و خداست كه از او كمك در خواست مىشود . كلمهء بيست و يكم گفتار آن حضرت ( ع ) : السّعيد من وعظ بغيره . خوشبخت كسى است كه از ديگرى پند گيرد . شارح گويد : سعادت در لغت ميمنت و فرخندگى است و مقصود از آن در اين جا دست يافتن آدمى است بر كمال ذاتى كه برايش متصوّر است ، اتعّاظ منزجر شدن از چيزى است كه انسان را از پيشگاه خداوند دور مىسازد و با كمال مطلوب ناسازگارى دارد ، بايد بدانى كه اين قضيّه يك شرطيّهء متصّل مىباشد . بدين بيان : هر كه به غير خود پند داده شود محقّقا نيكبخت است ، و توضيح ملازمه اين است كه ما بيان كرديم كه در علَّتهاى عاليه كه خيرات را افاضه مىكنند كاستى وجود ندارد و به آنها كوتاهى و محروميّت نسبت داده نمىشود بلكه ريشهء به دست نيامدن كمال و تأخير آن كاستى ذاتى است كه در شخص مستعّد مىباشد يا آماده نبودن او براى دريافت خواسته هايش است تا آن جا كه نفس هر گاه آمادگى كامل براى كارى پيدا كند موجب مىشود كه از علَّت تامّه اش به او برسد و هر گاه چنان باشد پس بايد بدانى كه اتّعاظ منزجر شدن نفس از پيروى كردن نيروهاى بدنيش مىباشد كه شيطانهاى بدن هستند تا به موارد نابودى وارد نشود و به صفات پست آلوده نگردد و قانون عدالت را كه حدّ ميانى دو طرف افراط و تفريط است در آنچه آن نيروها او را بدان مىكشاند و آرزوهاى بيهوده اى كه دارد رعايت كند پس هر گاه فرض كرديم كه نفس با نگرش به ديدهء بصيرت به مال بى ارزش اين دنيا چنان انزجارى بيابد بى ترديد آمادگى به دست آورده است كه لازمهء آن رسيدن به