ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
204
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
از اين قضيّه توضيح اين مطلب است كه هر دشمنى مكرش پنهانتر و در حيله گرى نظرى دقيقتر داشته باشد بزرگترين دشمنان است يعنى در دشمنى بلند مرتبه تر از همهء دشمنان مىباشد و در ميان همهء دشمنان پرهيز و حفاظت از او سزاوارتر است ، به اين دليل كه دانستى دشمنى كينه اى واقعى مىباشد كه دشمن با آن مىكوشد همهء عوامل آزار دهندهء شخص مورد كينه را فراهم آورد و كارهاى بدى را كه ممكن است نسبت به او انجام دهد دوست مىدارد و هر گاه چنان باشد مىگوييم : هر كه بر پنهان كردن مكر و نيرنگ تواناتر باشد بر فراهم آوردن عوامل آزار دهندهء دشمنش قويتر است و هر كه چنان باشد از نظر حيله گرى بزرگترين دشمنان است نتيجه مىگيريم كه هر كس حيله گريش پنهانتر باشد بزرگترين دشمنان است ، صغراى قضيّه روشن است چون كسى كه حيلهء آشكار مىكند تا دشمنش را بيازارد كمتر به پيروزى مىرسد زيرا آن دشمن از نيرنگش آگاه مىشود و از او پرهيز مىكند ، امّا كبراى قضيّه به اين دليل صادق است كه بزرگترين دشمنان معنى ندارد مگر در مورد كسى كه تواناتر بر كيفر و انتقام گرفتن باشد پس درستى اين قضيه با دليل ثابت است . و بايد بدانى كه حفظ كردن خود اگر چه از تمام دشمنان باشد واجب است چون حكيمان اتفاق نظر دارند كه براى خردمند سزاوار نيست كه دشمن را كوچك بشمارد اگر چه كوچك باشد چون هر كه چنان كند مغرور شده و هر كه مغرور شود سالم نمىماند لكن حفظ كردن خود از كسى كه در حيله گرى و مكر نظرش دقيق است مهمتر و توجّه به كار او لازمتر است زيرا اگر او دور باشد از برگشتنش در امان نيست و اگر نزديك باشد از حملهء ناگهانيش ايمن نمىباشد ، و اگر از يك سو تو را رها كند از حمله اش در امان نيستى و اگر تو دور انديش باشى از فريب و مكر او احساس ايمنى نمىكنى چنين دشمنى اگر چه زيرك شمرده مىشود جز اين كه صفت خوب هوشيارى را به طرف افراطش تغيير داده است كه همان خباثت و پليدى مىباشد و دانستى كه اين صفت از صفات پست نفسانى است و دارندهء اين صفت پست زيرك و با جربزه ناميده مىشود ، و در اين كلمه هشدارهاى خير خواهانه است بر اين كه در تشخيص بزرگترين دشمنان مواظبت كند و نسبت به آن كه نيرنگش پنهانتر است بيدار باشد و از دشمنى او بپرهيزد و در چگونگى دور كردن و دفاعش چاره انديشى كند و در اين زمينه مطالعهء باب چهارم كتاب كليله و دمنه ( 1 ) را سفارش مىكنم تا
--> ( 1 ) گويا منظور شارح ( ره ) باب البوم و الغربان است چون باب چهارم از اصل كتاب كليله و دمنه همان است و در آن از حزم و دور انديشى بيشتر از بابهاى ديگر بحث كرده است .