ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
172
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
بودن استعداد كسى است كه احسان او را مىپذيرد و آن را كامل كند به اين كه عقل را به كار گيرد تا هر چيز را به جاى خود بگذارد ، ( يعنى قابليّت قابل ، شرط در احسان و انعام خداست مترجم ) . پس هر گاه آن عقيده را از دست بدهد لازمه اش آن است كه خدا را آن گونه كه سزاوار است نشناخته است ، و هر كه خداى را آن طور كه شايسته است نشناسد تصوّر او خالى از اين نيست كه خدا را به حالاتى كه شايستهء بخشندگى او نيست متّصف گرداند و او را به صورتهايى كه با كمال جود او سازگار نيست وصف كند مثل اين كه خدا را به پادشاهان دنيا و ثروتمندان تشبيه كند آنهايى كه بخشيدن و نبخشيدن و باليدن به گردآورى مالها و زيادى و ذخيره كردن آن نسبت داده مىشوند ، و با كاستى و نبودن آن زيان مىبرند ، محقّقا از صفات اينان و عادتهاى جاريشان گردآورى مالهايى است كه پايدارى منصبها و كارهايشان به آن بستگى دارد ، و محروم كردن بسيارى از افراد مستحق و توجّه نكردن بيشتر آنها به درويشان و تهيدستان و اين تشبيه ذات حق به انسانهاى ياد شده بدگمانى به اوست چون اعتقادى خلاف واقع مىباشد و لازمه اش پيروى كردن نفس امّارهء به بدى است كه حكم مىكند مال همان كمالى است كه سزاوار است آن را طلب كرد و به دست آورد ، و نتيجهء كارهايى است كه لازم است به دست آيد و بطور كلى بخشش براى كسى كه مال را محترم و عزيز مىدارد موجب فقر و نيازمندى است و روا مىدارد كه به شخص مستحق چيزى ندهد و به كسى كه آمادگى كمال را دارد كمال نبخشد همهء اينها نشأت گرفته از درست نشناختن خداست و اين كه خدا را به گونه اى تصوّر كرده كه شايسته نمىباشد اين تصوّر موجب منع كردن موجودات فانى و بستن راههاى خيرات هميشگى است و مانع از بالا رفتن به مقامات والاست ، و هر كس شيطان همنشين او باشد بد همنشينى است ( 1 ) و آنان را چه شده است اگر به خدا و روز قيامت ايمان مىآورند ( 2 ) . به وسيله تصوراتى كه مناسب با خواستهء دستورات دينى است و از آنچه خدا روزيشان كرده است انفاق مىكنند ( 3 ) مطابق آن مناسبتهاى عقلى « و خداوند به آنان داناست ( 4 ) » و به تفاوت درجاتشان آگاه است و نيز درجات استحقاق آنها را مىداند پس فرو مىفرستد به اندازه اى كه مىخواهد ( 5 ) همانا او
--> ( 1 ) نسا ( 4 ) آخر آيه 38 و اول آيه 39 . ( 2 ) نسا ( 4 ) آخر آيه 38 و اول آيه 39 . ( 3 ) نسا ( 4 ) آخر آيه 39 . ( 4 ) نسا ( 4 ) آخر آيه 39 . ( 5 ) از آيه 27 سورهء شورا گرفته شده و به اوّل آن ( ف ) افزوده است .