ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

134

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

كه تصوّرات قائم به نفس در الفاظ زبانى ظاهر مىشود كه از دهان بيرون مىآيد و همچنين مقصود از زبان خردمند اين جسم گوشتى مخصوص نيست چون اگر بگوييم مقصود از قلب نيز همان گوشت مخصوص است براى زبان ( ورا ) و پسى نمىماند . بلكه مقصود الفاظ و عبارات است چون بر كلمات و الفاظ نيز زبان گفته مىشود چنان كه گفته مىشود زبان فارسى مخالف با زبان عربى است و خداوند متعال به همان اشاره فرموده است . يكى از نشانه هاى ذات حق گوناگون بودن زبانها و رنگهاى شماست ( 1 ) . و مقصود از زبان اين صورت گوشتى زبان نمىباشد . و منظور از ( و را ) نيز جهت حسّى نيست چون نفس جهت ندارد تا براى آن ( پسى ) معين شود بلكه مقصود جهت عقلانى است و مقصود از نفس هم خود نفس نمىباشد بلكه منظور تصوراتى است كه از انديشه هاى درست نفس صادر مىشود . در اين هنگام تقدير كلمه چنين مىباشد رازهايى كه به نفس احمق قائم است و آنچه برايش شايسته است كه آشكار نسازد ، در دهانش يعنى در الفاظ زبانيش موجود مىباشد . امّا خردمند الفاظى را كه با آن سخن مىگويد پيرو تصوّرات عقلانيش مىباشد كه از انديشه هاى راست او خارج مىشود . امّا علَّت اين كه احمق به گزاف و آنچه شايسته نيست سخن مىگويد اين است كه يا نمىانديشد تا آنچه لازم است از كارهاى انسانى انجام دهد . بفهمد يا آن افكارش پست مىباشد . چون استعداد نفس او ناتوان از نظم دادن صحيح كارهاست . پس نفس به سبب ناتوانيش از قصور خود آگاه نيست . بلكه عقيده دارد كه داراى كمال مىباشد و با اين وصف هر گاه به حركت در آوردن نفس و انجام دادن آن از روى انديشه و تأمل متوقّف نشود تمام آنچه را تصوّر مىكند آشكار مىگردد چه از چيزهايى باشد كه آشكار كردنش جايز باشد يا نباشد . امّا شخص خردمند چون كارهايش و درك امور لازم او متوقّف بر انديشه هاى درست و دقّت و انديشه مىباشد گفتارهايش كه با زبانش تعبير مىشود پيرو انديشه هاى خردش است پس زبانش در پس دلش مىباشد و توفيق دادن بر درك حق از آن خداست .

--> ( 1 ) روم ( 30 ) آيه 22 ، آيه اين است ، * ( وَمِنْ آياتِه خَلْقُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوانِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمِينَ . ) *