ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
132
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
دهد دوست مىدارد . در مورد جهل و نادانى ، قبلا اقسام و حقيقت آن را شناختى و مقصود ثابت كردن دشمنى جاهل است با آنچه كه نمىداند به هر دو معنايى كه براى جهل ياد شده است . توضيح مطلب آن است كه نيروى واهمه امور عقلانى را درك نمىكند بلكه امور محسوس را ادراك مىنمايد و با حس ، سازگار و به حق تابع احكام محسوسات مىباشد . در اين ادراك عقل واهمه را تصديق مىكند و به خاطر اين كه احكام حسّى مطابق با عقل است امور هندسى و آنچه در حكم هندسه است سخت روشن بوده و اختلاف نظرى در آن پديد نمىآيد چون در هيچ يك از آن احكام با عقل معارضه ندارد . امّا امور عقلانى خالص منكر احكام حسّى است و چون ناتوان از درك آن احكام است آنها را تكذيب مىكند به همان دليل است كه احكام حسّى در معقولات خالص دروغ است و عقل در اين معقولات حسّ را تكذيب مىكند مانند حكم نيروى واهمه به اين كه هر موجودى بايد در جهتى باشد چون هر شيء محسوسى چنين است پس عقل آن حكم را تكذيب مىكند به اين دليل كه بعضى از موجودات نياز به جهت ندارند مانند ذات پروردگار تعالى . چون روشن شد كه نيروى واهمه را در ادراك امور عقلانى خالص ، بهره اى نيست و منكر آن است و بر حسب اقتضاى طبيعت و فطرتش به امور حسّى مايل است مىگوييم : كسى كه چيزى را نمىداند اگر نادانيش به آن بسيط باشد سبب دشمنى وى با آن و منكر شدنش به خاطر ناتوانى نيروى عقلانيش از درك آن شيء است و فرمانبردارى او از نيروى واهمه اى است كه به اقتضاى ذاتش منكر آن است و شايستگى تصديق كردن آن را جز به صورت محسوس ندارد . اگر جهل جاهل به چيزى جهل مركَّب باشد ، علَّت كينه و نفرتش نسبت به آن ، كمك و همراهى نيروى عقلانى با نيروى واهمه در انكار كردن است چون واهمه ناتوان از مطلع شدن بر آن امر مىباشد با فزونى نيرومندى كه در اوست ، و آن فزونى نيرومند حالتى است كه بر نفس به وسيله اعتقاد استوار و قطعى كه مخالف حاصل شدن آن امر عقلانى است عارض مىشود و به همان دليل دشمنى كسى كه خود را به ظاهر ديندار نشان مىدهد يعنى كسى كه ادّعاى فقيه و زاهد بودن دارد امّا نه فقيه است و نه زاهد با محقّقان و صاحبان نظرهاى دقيق و همهء دانشهاى بزرگ ، بيشتر و نيرومندتر از دشمنى افراد عامى و كسانى است كه از اعتقادات مخالف علم تهى هستند تا آن جا كه بطور كلى به مباح بودن خون آنان فتوا دادهاند و با سخنان بيهوده اى كه از اعتقادات فاسدشان نشأت گرفته