ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

130

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

شارح گويد : اقسام حكمت و حقيقت آنها را شناختى . ضالَّه ، حيوان گمشده است چه نر باشد و چه ماده . ايمان در لغت تصديق كردن است و در اصطلاح دين عبارت از تصديق كردن به هر چيزى است كه معلوم باشد آن را پيامبر ( ص ) آورده است . اين تعريف ، مذهب محقّقان متكلَّمان مانند ابو الحسن اشعرى و پيروانش مىباشد . [ و مؤمن كسى است كه داراى صفت تصديق باشد ، با اين صفت در او تحقّق يابد ] و در برابر آن كافر است كه تمام مطالب ياد شده در او نباشد . رأى ابو حنيفه بر اين مىباشد و در نزد بيشتر علماى معتزله و پيشينيان صالح [ خدا از آنان خشنود باشد ] ايمان ، اسم براى شخص فرمانبردار است . و چون فرمانبردارى نزد آنان جز به سه جزء محقّق نمىشود و آن سه جزء : تصديق قلبى به آنچه پيامبر ( ص ) آورده است و اقرار به زبان و عمل كردن با اعضاى بدن است ايمان نيز چنين است . پس مؤمن در نزد آنان شايستهء اين نام نمىباشد مگر وقتى كه اين سه جزء در او محقق شود . پس اين سه جزء اجزاى ماهيّت ايمان است و در مقابل آن فاسق مىباشد كه اسم است براى كسى كه به يكى از اين اجزا خللى وارد كند . چون آن كه يكى از اين سه جزء را ترك نمايد مؤمن نمىنامند چه ماهيّت ايمان در او موجود نيست . و نام كافر را اختصاص داده‌اند به كسى كه هر سه جزء را ترك كند يا به ظاهر انكار نمايد اگر چه انجام دهد چون عمل مترتب بر تصديق مىباشد . و در ميان فقيهان ، امام شافعى بر اين باور است . و چون آن مطالب را فهميدى بايد بدانى كه امام ( ع ) حكم فرموده است كه حكمت گمشدهء مؤمن است و به دو لحاظ حكمت را به گمشده تشبيه كرده است . 1 - حال گمشده اين است كه صاحبش آن را فرا مىخواند و مىطلبد و در بارهء آن به وسيلهء تعيين جايزه و غير آن مىكوشد . همچنين خواهان حكمت بر اساس دليل مىكوشد و در جستجوى چگونگى راههاى خواستن آن مبالغه مىكند و شناخت آن را از دهان استادان دانشمند و صاحبان معرفت متواضعانه مىخواهد چنان كه صاحب حيوان گمشده ، آن را از دهان جارچيان و آنها كه مىشناسندش و هر جا كه گمان آن را مىبرد طلب مىكند . ناگزير نسبت به او گمشده مىباشد . 2 - اين است كه چون حال گمشده از دو صورت بيرون نيست يا طالبش آن را مىيابد و به هدفش مىرسد ، بويژه اگر با طلب آن به كسى كه بالاتر از خودش باشد نزديك شود و در يافتن آن انتظار عطا و بخشش داشته باشد و يا آن را نمىيابد پس در حال تأسّف و