الشيخ الجواهري
39
مجمع الرسائل ( فارسي )
اعلم ميت مورد نياز و ابتلاء او بوده از مجتهد ميت تقليد نمايد . 6 - اگر مقلد در حال بلوغ ، حيات مقلد اعلم را درك كرده و التزاما يا تعلما تقليد نموده است ، در صورتى كه اعلميت مجتهد اعلم ميت نسبت به مجتهد اعلم حى مسلم باشد ، در مسائلى كه در زمان حيات مقلد اعلم مورد نياز بوده و به فتاوى وى عمل نموده ، بايد بر تقليد خود باقى باشد و در بقيه مسائل اولى و احوط آن است كه مانند تقليد ابتدائى عمل كند . 7 - اگر مقلد در زمان حيات مقلد خود فوت شود ، حكم او مانند حكم فوت مقلد در زمان مقلد است و در كليه مسائلى كه ميت به آنها عمل كرده بعد از فوت او ولى و وصى نيز بايد به فتاوى و نظريات مقلد فرد ميت عمل نموده و در مسائلى كه ميت به آنها عمل ننموده ، در صورتى كه اين مسائل از احكام وضعيه ( از قبيل ارث و خمس . . . ) باشد و محل ابتلاء او بوده بايد به فتاوى مقلد فرد ميت عمل شود و اگر از احكام تكليفيه باشد بايد مانند تقليد ابتدائى عمل شود ، خاصه در درك زمان مقلد در حال صغر و عدم تمييز ، و احوط جمع بين رأيين است . 8 - در صورتى كه بعد از فوت مقلد ، مجتهد مقلد وى نيز فوت نمايد ، در مسائلى كه در زمان حيات مجتهد مقلد به آن عمل نشده ، مانند احكام وضعيهاى كه محل ابتلاء فرد ميت بوده مى توان بر تقليد از مقلد ميت باقى بود . و در باقى مسائل بايد مانند تقليد ابتدائى به صورتى كه قبلا گفته شد عمل شد . 9 - در صورتى كه نظريات و فتاوى مقلد ميت اعلم و مجتهد حى اعلم درباره جواز و يا حرمت و يا وجوب در تقليد ابتدائى و يا در بقاء بر تقليد ، با ديگرى يكسان باشد مشكلى از نظر تقليد بوجود نخواهد آمد و در صورتى كه كه اين نظريات با يكديگر اختلاف داشته باشد شقوق و اقسام مختلفى بوجود مى آيد كه در مباحث تفصيلى اجتهاد و تقليد آمده است .