الشيخ الجواهري

276

مجمع الرسائل ( فارسي )

( مسأله 867 ) : هرگاه شخص نتواند به سجده رود واجب است كه موضع سجده را به مقدارى كه خم شدن به آن مقدار ممكن باشد ، بلند كند و بر آن سجده كند ، و نيز واجب است كه اگر بتواند موضع سجده را - در صورت عدم قدرت بر خم شدن - بردارد ، و اگر خم شدن براى او به هيچ مقدارى ممكن نباشد بايد با سر اشاره كند و اگر آن نيز ممكن نباشد ، بايد با دو چشم اشاره كند و الى آخر ، همانگونه در ركوع گذشت ، و همچنين احوط در اشاره آن است كه اشاره در سجده چه به جشم باشد و چه به سر ، از اشاره در ركوع بيشتر باشد . ( مسأله 868 ) : اگر تنها گذاشتن بعضى از اعضاى سجده ممكن باشد ، واجب است كه آن اعضا را در موضع سجده قرار دهد و اگر مردد است در گذاشتن پيشانى و غير پيشانى ، بايد پيشانى را در موضع سجده بگذارد . ( مسأله 869 ) : در حال اختيار ، گذاشتن هفت عضو بر سجده گاه واجب است و آن هفت عضو عبارتند از : پيشانى و دو كف دست و دو سر زانو و دو انگشت بزرگ پاها ، و در گذاشتن اعضاى مذكور در موضع سجده مقدار مسمى كفايت مىكند و قول بعضى در تعيين مقدار درهم در موضع پيشانى و مجموع كفين ضعيف است و ليكن احوط است . ( مسأله 870 ) : در انگشت ابهام پا ، فرقى ميان ظاهر و باطن و اطراف آن نيست ولى احوط اكتفا نمودن به باطن ( 1 ) و اطراف ( 2 ) آن است .

--> ( 1 ) محمد كاظم طباطبائى : احوط قرار دادن طول آنها مى باشد . ( 2 ) شيخ انصارى : احوط وضع اطراف آن است ( * 1 ) . ( * 1 ) ميرزاى شيرازى - محمد باقر شيرازى : يعنى طرفى كه طول قدم به آن منتهى مىشود .