السيد عبد الحسين اللاري

332

مجموعه رسائل ( فارسي )

ينبغى « 1 » مىباشد البته ملَّت آن چه بر او و شايسته از اوست خواهد كرد و چگونه نكند و حال آن كه خود را از جانب ولى عصر عجّل الله فرجه منصوب بر اين امر و حافظ دين و دنياى رعاياى آن جناب و مسئول از حال ايشان مىداند و بايد تمام مجهود « 2 » خود را در نگاهدارى اينها مبذول دارد و آن چه در اين مقام مورد اين تكليف است غير از احكام كليّه است كه آن وظيفه عالم است لا غير و غير از موضوعات شخصيّه مثل نجاست چيز خاص و حرمت آن كه عالم و عامى و مجتهد و مقلَّد در آن يكسانند كه هر يكى از مكلَّفين اگر علمى يا طريقى دارد به آن عمل مىكند و اگر ندارد و نزد او داخل در مشتبه است كه شارع مقدّس حكم آن را در مقام عمل و طهارت و حليّت مقرّر فرموده . و لكن عجب است از اقبال طباع « 3 » در خوردن مثل قند مجلوب « 4 » از آن حدود با شيوع اين همه اخبار چنانچه اين جانب محض استماع اين قذارات « 5 » بالطبع متنفّر و از خوردن آن مجانبت « 6 » مىكنم إن شاء الله بلكه مورد مذكور باب سياسات و مصالح عامّه اوست و تكليف در اين باب عمده بر ذوى الشوكة « 7 » از مسلمين است كه با عزم محكم مبرم در صدد رفع احتياج از مسلمانان مىباشد ، به

--> « 1 » كما ينبغى : همان گونه كه سزاوار است . « 2 » مجهود : كوشش شده . « 3 » طباع : جمع طبع ، اقبال طباع روى آوردن سرشت است . « 4 » قند مجلوب : قند وارداتى « 5 » قذارات جمع قذارات ، پليدى و چركى « 6 » مجانبت : دورى گزيدن . « 7 » ذوى الشوكة : صاحبان جاه و جلال و خداوندان حشمت و عظمت