السيد عبد الحسين اللاري

258

مجموعه رسائل ( فارسي )

حربى يا محكوم به حكم از ذميّين اين زمان و زمين ، دون اجناس منقله از مسلم به مسلم و از دار الاسلام به دار الاسلام ديگر و من جمله ابدال محلله از آن اموال محرمه غير مشروعه ، املاك خالصجات و مجهول المالك و ارث من لا وارث له و مظالم عباد و تركهء ظلمه مستغرمه از وجوه بيت المال كه معدّ براى مصالح مسلمين است و راجع به نظر و اختيار امام است من باب كلّ شيء يرجع إلى اصله كه مكفى و موفى و مغنى و مستغنى از وجوه ماليات محرمه غير مشروعه كه بهانه و سرمايه استبداد مستبدّين و فساد و افساد مفسدين مشروطيت مشروعيّه است به قتل و غارت يا به قول قائل المشروطيّه كلمة حق يراد بها الباطل يا مشروطه نمىخواهيم دين نبوى خواهيم يا به امثال اين از شعريّات و مغالطات . و اگر چنانچه اين همه دخل و مداخل كليّه حلال و وجوه كثيره اموال بيت المال كافى و وافى نشد ، به حال و احوال خروج و مخارج سفائيه اسراف و تبذير و خمور و شرور و جيره و مواجب فسق و فجور كلاب عقور « 1 » و قول زور و قوم بور و كفور ، پس اصلح و افلح به حال دولت و ملَّت و رعيت و ملك و مملكت ، تنصيف و تخفيف و اسقاط و احباط اين قسم از خرج و مخارج حرام و جيره و مواجب ظلام و حكام [ است ] كه اظلم و احرم [ اند ] از دم مسفوح « 2 » و خون قروح « 3 » و جروح دل ارامل « 4 » و ايتام و ارحام امام عليه السّلام

--> « 1 » عقور : هار ، گاز گيرنده . « 2 » دم مسفوح : خون ريخته شده . « 3 » قروح : زخمها : جراحات . « 4 » ارامل : مستمندان ، فقيران .