السيد عبد الحسين اللاري
247
مجموعه رسائل ( فارسي )
بسم الله الرحمن الرحيم قانون در اتحاد ملَّت و دولت و انطباق اساس مشروطيت و مشروعيت و تطبيق با شرع و ملت ، از هر جهت و از هر بابت ، حسب الامر صاحب شريعت و حضرت حجت در مقام اتمام حجّت ، و حسم ماده بهانه و معذرت در ابطال مشروطيّت بانها « كلمة حق يراد بها الباطل » « 1 » و اين كه « مشروطه نمىخواهيم دين نبوى خواهيم » « 2 » و به امثال اين شعريات و مغالطات بهانه رد و ايراد و افروختن آتشكده استبداد و فتنه فساد و افساد و قتل و غارت و تخريب بلاد ، به اضعاف مضاعف آتش نمرود و شدّاد و يزيد و ابن زياد ، و تفريق و داد و اتّحاد ، و شق عصاى مسلمين و تفريق مؤمنين و اوصيا « لمن حارب الله و رسوله » « 3 » و در مقابل مجلس ملَّى ، احياء « 4 » و تأسيس مجلس ضرار و عجل « 5 » خوار نمودن ، و اغواء اشرار از هر گوشه و كنار و كوچه و بازار كردن به سوء گفتار و كردار و رفتار ، مثلا تا كنون . * ( وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ ) * « 6 »
--> « 1 » اشاره است به اين سخن حضرت على در مقابل شعار تحكيم خوارج كه وقتى آنان گفتند : لا حكم الا للَّه امام پاسخ داد كه كلمة حق يراد بها الباطل ، يعنى سخن حقى است كه از آن ارادهء باطل مىشود . « 2 » شعار مشروعه خواهان بود ، در مقابله با مشروطيت . « 3 » براى كسى كه به محاربه و جنگ با خدا و رسولش پرداخته است . مقصود محمد على شاه است . « 4 » اصل : احبّا . « 5 » عجل : گوساله ، اشاره به گوسالهء سامرى و داستان رجعت بنى اسرائيل به گوساله پرستى . « 6 » انعام ، 121 ، شما بايد اين را بدانيد كه شياطين ناپيدا به دوستان مشرك خود وحى و اشارت مىكنند تا با اين بافتههاى خرافى با شما به بحث و جدل بنشيند .