السيد عبد الحسين اللاري

224

مجموعه رسائل ( فارسي )

عرب و ثغور اسلام با وجود منع شديد در وصاياى نبويّه از سكناى كفّار و مداخله آنها در جزاير و ثغور اسلام . منها تفويض بندر مسقط ببعض خوارج كه مطمع خارجه شده با وجودى كه تا كنون كشتيهاى جنگى نادرى لنگر انداخته بر دورش . منها تفويض بحرين به خوارج « 1 » ، با وجودى كه معدن غوص لآلى و مرواريد است و به همچنين بندر دوبى و شارجه « 2 » و برّ عمان كه معدن غوص مرواريد است با وجود اتصالش به بيخه جات خليج فارس كه در نهايت آسانى است رفع يد خوارج و قطع طمع خارجه از براى خوانين خليج . و همچنين ارض و زمينى از بندر جاسك و همچنين بلاد قفقازيّه و تركمانيّه و افغانيّه كه بطريق خيانت و سفاهت و غدر و غبن و جهل و اغراء از دست داده‌اند با عداء و به قاعدهء عقل و عقلاء و مشروطيّه دانايى و شورى و فساد جهل اغراء و افعال سفها در وكلا و امرا و وزرا بايد تمام اين بلاد مسترد و مرجوع به اصل اصيل خود كما كان في السابق لا حق و فائق گردد و رفع يد غدر و عدوان از بلاد مسلمانان بر تمام اسلاميان واجب است و قوت اتّحاد و وجوب جهاد در رفع فساد و افساد از معاش و معاد عباد . قانون ملى و مصالح كلَّى و حكم جبلَّى و لطف خفى حكيم ملَّت و باطن شريعت و اشارهء مشيّت اعلا قدرت حضرت حجة عليه السّلام محض وجوب و لطف تقريب به طاعت و تبعيد از معصيت و اظهار قدرت و اتمام حجّت نه حاجت

--> « 1 » خوارج : خارجيها . « 2 » اصل : شاركه .