السيد عبد الحسين اللاري

206

مجموعه رسائل ( فارسي )

حكيم جبّار در رفع الجاء « 1 » و اجبار از فاعل مختار ، مقتضى همين است كه در مقابل هر عقلى ، جهلى و هر ضرورتى شبهه اى و هر حقّى باطلى و هر حكمتى جهالتى و هر صلاحى فسادى و هر خيرى شرّى و هر محكمى متشابهى و هر پيغمبرى شيطانى . چنانچه فرموده * ( وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِه ) * « 2 » * ( وَكَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً ) * « 3 » * ( وَإِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ ) * « 4 » به اين كه چيزى را كه خدا كشد بهتر از كشتن ديگر است . در مقابل * ( وَلا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ الله عَلَيْه وَإِنَّه لَفِسْقٌ ) * « 5 » . الآية . و ثانيا نقضا به اين كه تمام فنون فساد و مفاسد و افساد و اذيت عباد و خرابى بلاد ناشى و منتهى به نفوس خبيثه شريره مردهء اباليس بنى جانّ است و با وجود اين استيلا و سلطنت ايشان از آدم تا آخر عالم بر تمام نفوس و اموال و ناموس

--> « 1 » الجاء : ناچار ساختن و واداشتن به كارى « 2 » حج / 52 - ما پيش از تو رسولى نفرستاديم و نه پيامبرى ، كه آيات ما را بر مردم تلاوت كنند جز آن كه هر گاه آيات خدا را زير لب زمزمه كردند ، شيطان در زمزمه آنان و لوله افكند و باطلى را به صورت آيات حق به جلوه در آورد . « 3 » انعام / 112 - به همين صورت كه شاهد آنيد ما براى هر پيامبرى ، دشمنى از بدخواهان آدمى و پرى برانگيخته‌ايم تا با نيرنگ و فريب سخن شبهه ساز خود را به ديگرى تلقين نمايد و راه ايمان را مسدود سازد . « 4 » انعام / 121 - شما بايد اين را بدانيد كه شياطين ناپيدا به دوستان مشرك خود وحى و اشارت مىكنند ، تا با اين بافته‌هاى خرافى با شما به بحث و جدل بنشينند . « 5 » انعام / 121 - شما نبايد از گوشت آن دامى تناول كنيد كه به هنگام سر بريدنش نام خدا بر آن ياد نشود . اين را بدانيد كه تناول از گوشت آن دامى كه عمدا نام خدا بر آن ياد نگردد ، فسق است .