السيد عبد الحسين اللاري

170

مجموعه رسائل ( فارسي )

ركن رابعيّت يا امثال آن از دعاوى هر يك از فرق نيف « 1 » و سبعين مگر اين كه مبتلا شد به رنج و مشقت و ننگ و خوارى . فكفى بذلك لهم عارا و شنارا و نارا و خسارا و ميزانا و معيارا و عبرة و اعتبارا و لله الحجّة البالغة و الحجّة القاطعة گذشته از همه بعد از اين كه هر كس مدّعى رياست حقّه شد از بدء ابليس عليه اللَّعنة إلى من بعد كافر و مرحوم و مطرود گشته و هر كس هم طالب و مستدعى شد جواب مقرون به صواب از كتاب شنيد مثل ملائكه كه قالوا * ( نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ) * جواب آمد * ( إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ) * « 2 » و * ( أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ الله ما لا تَعْلَمُونَ ) * « 3 » و حضرت خليل عليه السّلام لمّا قيل له * ( إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ) * « 4 » * ( قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ) * و ديگران گفت * ( لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ الله ) * . . جواب [ شنيدند كه ] * ( الله أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه ) * « 5 » با وجود اين چگونه طمع و مجال براى جهّال و اهل ضلال در دعوى شرك با ذى الجلال در اوصاف جلال و

--> « 1 » نيف : فزونى و زيادتى گويند آن چه بر يكانهاى دهگان افزوده شود تا به دهگان دوم برسد مثلا نيف و سبعين يعنى هفتاد و اندى . « 2 » بقره 30 - حال آن كه ما خود تو را تسبيح و تقديس مىكنيم . . من چيزى ( از اسرار خلقت بشر ) مىدانم كه شما نمىدانيد . « 3 » يوسف 96 - به شما نگفتم كه من از لطف خدا به چيزى ( از اسرار غيب ) آگاهم كه شما آگاه نيستيد . « 4 » بقره 124 - خداوند به دو گفت من تو را به پيشوايى خلق برگزيدم ابراهيم عرض كرد اين پيشوايى به فرزندان من نيز عطا خواهى فرمود ( آرى اگر شايسته آن باشند ) كه عهد من هر گز به ستم كاران نخواهد رسيد . « 5 » انعام 124 - گفتند ما ايمان نياوريم تا مانند آن كه بر رسولان نازل شده بر ما نيز نازل شود . خدا بهتر مىداند كه در كجا رسالت خود را مقرر دارد ( و كه را اين مقام بلند بخشد ) .