حسن بن الفضل الطبرسي ( مترجم : ميرباقري )
63
مكارم الأخلاق ( فارسي )
بسيار و شرمم اندك گشته ، مولاى من كدام وحشت را بخاطر آرم ؟ و كدام را از ياد ببرم ؟ كه اگر غير از مرگ چيزى نبود ، همان كافى بود . و حال آنكه منزلهاى بعد از مرگ بزرگتر و وحشتناكتر است ، مولاى من ، مولاى من ، تا كى پى در پى بگويم : خشنودى و رضاى تو را ميجويم ولى صدق و وفا از من نبينى خداوندا ، واى واى از هوسهائى كه بر من غالب گشته و از دشمنى كه چون سگ بر من حمله مىآورد ، و از دنيائى كه براى فريبم خود آرائى نموده ، و از نفس اماره ايكه همواره مرا به بدى ميخواند مگر آنكه رحمت تو دستم را بگيرد . مولايم مولايم ، اگر به گناهكارى ديگر چون من رحمت آرى بر من رحمت آر ، و اگر عصيان نگرى گر چون مرا بپذيرى مرا نيز بپذير ، اى پذيرنده توبه ، مرا بپذير ، اى آنكه هميشه از تو خوبى ديدهام ، اى آنكه شب و روز از نعمتهايت بهره مندم مىسازى ، در آن روزى بر من رحمت آر كه تنها و با چشمان وحشتزده سر به زير دارم و نامه عملم بگردنم آويخته و مردم همه از من دورى و بيزارى ميجويند بجان والدينم و قسم به آن كه سعى من براى اوست اگر تو بر من رحمت نياورى كه خواهد آورد ، و چه كسى در قبر مونس من خواهد