حسن بن الفضل الطبرسي ( مترجم : ميرباقري )

63

مكارم الأخلاق ( فارسي )

نه : آن شب چنان بر مىگذشت كه جز خدا كسى نميداند از ترس اينكه مبادا پيغمبر غذايش را طلب كند و نيابد ، ولى حضرت گرسنه خوابيد فردا را روزه گرفت و از غذاى خودش پرسشى نكرد و تاكنون هم در اين باره چيزى نگفته ، برايش ظرف شيرى آوردند كه ابن عباس در طرف راست و خالد در طرف چپش بودند حضرت نوشيد و به ابن عباس گفت باقى ماندهء آن مال تست اجازه مىدهى به خالد بدهم باحترام مسنتر بودن ؟ ابن عباس گفت نه به خدا باقيماندهء پيغمبر را به هيچ كس نمىبخشم ، بعد خود كاسه را گرفت نوشيد . ابن خولى كاسه اى از شير و عسل برايش آورد حضرت از نوشيدن خوددارى كرد و فرمود دو شربت در يك جا و دو ظرف در يك ظرف ؟ بعد فرمود : من بر كسى حرام نمىكنم كه مكروه ميدارم در اينجا فخر كنم و فرداى قيامت به زياده روى دنيا حساب پس دهم و تواضع را دوست ميدارم كه هر كه براى خدا تواضع كند خدا او را رفعت دهد .