حسن بن الفضل الطبرسي ( مترجم : ميرباقري )
49
مكارم الأخلاق ( فارسي )
بنزد شما آيد او را گرامى داريد . از ابى عبد الله ( ع ) گويد : پيغمبر با مردى قرار گذارد تا در صخره با او ملاقات نمايد و فرمود در آنجا بانتظار تو خواهم بود تا بيائى ، گرماى آفتاب بر - حضرت شديد و سخت شد ، اصحاب گفتند يا رسول الله ( ص ) ، اگر مايل باشيد بسايه برويد ، حضرت فرمود : من با او اينجا را ميعاد نهادهام و اگر نيامد او ترك ( وعده ) كرده باشد . از عايشه گويد : به پيغمبر عرضه داشتم كه هر گاه از مستراح بيرون آمديد بدنبال شما رفتم و مدفوعى از شما نديدم فقط بوى مشك شنيدم ، فرمود : اى عايشه ما پيغمبران پيكرمان چون ارواح بهشتيان آفريده شده كه هر چه از ما بيرون شود زمين آن را فرو ميبرد . از ابن عباس ، گويد : عمر بر پيغمبر ( ص ) وارد شد ديد كه حضرتش بر حصير نشسته و حصير بر پهلويش اثرى نهاده . عمر گفت يا رسول الله چه خوب بود فرش و تشكى براى خود ميگرفتى ، پيغمبر ( ص ) فرمود : مرا با دنيا چه كار ، مثل من و مثل دنيا نيست مگر مانند كسى كه در روزى گرم از تابستان به سفر ميرود و در زير سايه