حسن بن الفضل الطبرسي ( مترجم : ميرباقري )

10

مكارم الأخلاق ( فارسي )

و خيانت و ناپاكى ، درنده خويى ، خودبينى . . . شود نبى اكرم ( ص ) هدف از بعثت خود را تتميم و تكميل مكارم اخلاق ميداند و ميفرمايد : ( من براى اين مبعوث شدم كه مكارم اخلاق را در شما بكمال رسانم و وجود شما را به صفات عالى انسانى بپرورم ) . گر چه همه ملل جهان اخلاق را مىستايند ، و در اين باره كتابها و نشريات بيشمار در اين باره نوشته‌اند و مىنويسند ولى آنچه مهم است درك معنى واقعى اخلاق و تشخيص مصداقهاى حقيقى آن اولا و هدف از اخلاق خوب ثانيا . و برترى اخلاق اسلام در همين نكته است . امروز دنياى پيشرفته در علوم مادى و صنعت از نظر اخلاق در اين هر دو قسمت زبون و مركبش لنگ است . آنچنان كه غالبا از نظر معنى اخلاق ، اخلاق را فقط لبخند زدن و ظاهر سازى و روش ماكياولى و . . . ميداند و درستى و خوشقولى براى پيشرفت در اقتصاد . و اما از نظر دوم از آنجا كه همه چيز حتى علم و اخلاق را بديدهء مادى مىنگرد و سعادت و كمال انسانها را تنها در بهتر زيستن و لذت بيشتر خلاصه مىكند . متأسفانه اين دو وسيله كمال حقيقى انسان يعنى علم و اخلاق را نيز براى زندگى بهتر و لذايذ جسمى بيشتر باستخدام ميگيرد و اخلاق بهتر آن را مىداند كه وسيله زندگى راحتتر و پيشرفت اقتصادى بيشتر باشد . براى نمونه ( آئين دوستيابى ديلكارنگى ) كه يكى از مشهورترين كتب اخلاقى امروز است و به زبانهاى زنده ترجمه شده و الحق كتابى در فن خود ارزنده است و حاوى دستورهاى جالبى است ولى سرانجام و هدف كتاب به اين بازمىگردد كه چگونه رفتار كنيم كه بيشتر مردم را بىآنكه بر هدف ما واقف شوند باستخدام خود درآوريم و از آنها بهره برگيريم . و بگفتهء ظريفى از دوستان اين كتاب را آئين استعمارگرى ناميدن شايسته تر است تا آئين دوستيابى . جمعى كه قدم از اين حد بالاتر نهاده‌اند اخلاق را بعنوان خود اخلاق يا نام