حاج ملا هادي السبزواري
515
شرح مثنوى
و حاصل اين بيت و چند بيت بعد كه چو زد كان . . . ، آن است كه نفس مسوّله چون در اينها تزيين مىكند ، پس از تكرار ، ملولى نيست . و در مطلب حق ، تزيين نفس نيست ، و تزيين عقل ضعيف است . و مآرب جزئيهء نفس بسيار . و حال آن كه به تكرار حالها و علمها ملكه شود . و چون ملك مسدّد الى الصواب گردد . و ذكر و فكر ، به تكرار ، به تحقّق انجامد . و بناى آسمان بر تكرار است . * ( « وَاَلسَّماءِ ذاتِ اَلرَّجْعِ وَاَلأَرْضِ ذاتِ اَلصَّدْعِ » 86 : 11 - 12 ( 1 ) . بلكه كلّ عالم بر تكرار است : يك وحدت است ليك به تكرار آمده . ( ( 4298 ) ) چون ز دكان و مكاس و قيل و قال * در فريب مردمت نايد ملال ن 1253 18 - ك 415 37 مكاس : و مكيس ، جد و جهد در كارى ، مثل بيع و شرى . ( ( 4300 ) ) عشوهها در صيد شلهء كفته تو * بىسلولى بارها بشكفته تو ن 1253 20 - ك 416 1 شله : فرج زنان . در بيشتر نسخ « عشوهها » ست . و در بعضى « مدحها » . و عشوه ، مثلث العين ، در لغت عرب امر ملتبس را گويند . و اينجا مراد ، اشارات و كنايات است . بشكفته : اصح است از « خوش گفته » . ( ( 4302 ) ) درد داروى كهن را نو كند * درد هر شاخ ملولى خو كند ن 1253 22 - ك 416 2 خو : به خاء معجمه ، بريدن شاخ . ( ( 4305 ) ) خادع دردند درمانهاى ژاژ * ره زنند و زرستانان رسم باژ ن 1254 3 - ك 416 3 باژ : به باء موحده و ژاى فارسى ، باج . ( ( 4310 ) ) گفت دردت چينم او خود درد بود * خار بود ار چه به ظاهر ورد بود ن 1254 8 - ك 416 6 خار : در نسخه « مات » . ورد : در نسخه « برد » است . و از ضم با باكى نيست ، در تقفيه با درد . چه موافقت در اعراب از باب لزوم ما لا يلزم است . ( ( 4311 ) ) روز درمان دروغين مىگريز * تا شود دردت مطيب و مشك بيز ن 1254 9 - ك 416 6
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء طارق ، آيات 11 و 12 . .