حاج ملا هادي السبزواري
510
شرح مثنوى
ثانى . پس خطائين يا زايدند ، يا ناقصاند ، يا مختلفند - و تفصيل موكول به علمِ حساب است پس اگر زايد باشند - مثلًا - قسمت كن فضل ميانهء محفوظين را بر فضل ميانهء خطائين ، تا مجهول ، معلوم گردد . پس اگر بپرسند چه عدد بود كه اگر زياد كنى بر آن دو ثلث آن را با يكى از خارج ، ده پيدا شود ؟ اوّل عدد را نُه فرض كنيم . دو ثلث آن شش ، با يك بر آن افزوديم ، شانزده شد . پس مفروض اوّل نُه ، و خطاى اوّل شش است . و مفروض ثانى را شش تقدير كرديم ، دو ثلث آن چهار است ، با يك بر آن افزوديم ، يازده شد ، و خطاءِ ثانى ، يك . پس مفروض اوّل - كه نُه است - در خطاءِ ثانى - كه يك است - ضرب كرديم ، نُه شد . و مفروض دوم - كه شش است - در خطاءِ اوّل - كه شش بود - ضرب كرديم ، سى و شش شد . و زيادتى ميانهء محفوظين را كه بيست و هفت است ، قسمت نموديم بر زيادتى خطائين ، كه پنج است . حاصل قسمت پنج واحد صحاح و دو خُمس شد . و اين عدد مطلوبى است ، كه دو ثلث آن را - كه سه واحد صحاح و سه خمس - با يكى صحيح از خارج را بر آن بيفزايى عشره شود . و اگر خواهى همهء صحاح را اخماس كن و امتحان كن . چون اينها دانستى ، پس مراد آن است كه چنان كه در آن مسئله ، بعد از دو خطا مطلوب حاصل شود ، و مجهول معلوم گردد ، در اين مرحله هم اتصاف به صفات حق روشن گردد دل را . ز بعد دو خطا : كه كورىِ اوّل و جستجوى ثانى باشد . و مىشود كه چون خطائين ، اشارت به مسئلهء مذكوره باشد . و دو خطا - به ضم اوّل ، جمع خطوه ، سير الى الله و فى الله باشد . و در بعض نسخ پيش از اين بيت ، اين بيت است كه : خطوتين آمد وصال آن جناب گرددش روشن ز بعد آن خطاب ن ندارد - ك 413 35 تمام بيت : يعنى دو گام است ، كه سيرين مذكورين باشد ، تا وصال جناب اقدس احديّت دل را . و روشن شود او را بعد از آن خطابات الهيه و تكلَّمات سبحانيه . يا دو گام آن باشد كه قائل گويد : يك قدم بر نفس خود زن ديگرى در كوى دوست بعد از آن روشن شود او را خطاباتى ، كه حضرت فرموده : « إنَّ فى اُمَّتى مُكَلِّمينَ مُحَدَّثينَ » ( 1 ) . و هر دو به صيغهء اسم مفعول . و مراد ، خواطر ربّانيه باشد . ولى در اكثر نسخ نيست .
--> ( 1 ) منبع يافت نشد . .