حاج ملا هادي السبزواري

489

شرح مثنوى

نيز مفاهيم مرائى لحاظ ذات و عنوانات معنون باشد . ( ( 3751 ) ) صورت شهرى كه آن جا مىروى * ذوق بىصورت كشيدت اى روى ن 1225 19 - ك 407 22 ذوق بىصورت : چه اگر تفرج مىخواهى بىصورت است . خاصه استسعاد به شرف وصال كاملى . روى : ابر عظيم القطرات . و نيز گفته مىشود ماءٌ رويٌ ، يعنى بسيار و سيراب كننده . ( ( 3753 ) ) صورت يارى كه سوى او شوى * از براى مونسىّاش مىروى ن 1225 21 - ك 407 23 از براى مونسىاش : كه روح روح او را مىخواهى و آن حق است . ( ( 3755 ) ) در حقيقت حق بود معبود كل * كز پى ذوق است سيران سبل ن 1226 1 - ك 407 24 در حقيقت : فى الاسماء الحسنى « يا مَن لا يَرغَبُ إلَّا إلَيه ، يا مَن لا يُرجى إلَّا هُوَ » . ( ( 3756 ) ) ليك بعضى رو سوى دم كرده اند * گر چه سر اصل است سر گم كرده اند ن 1226 2 - ك 407 24 سر اصل است : كه عالم قدس و تجرّد و اسماء تنزيهيّه . ( ( 3757 ) ) ليك آن سر پيش اين ضالان گم * مىدهد داد سرى از راه دم ن 1226 3 - ك 407 25 از راه دم : مظاهر اسماء تشبيهيه . ( ( 3759 ) ) چون كه گم شد جمله جمله يافتند * از كم آمد سوى كل بشتافتند ن 1226 5 - ك 407 26 جمله يافتند : يعنى هيكل توحيد شدند و مظهر جميع اسماء تنزيهيه و تشبيهيه . ( ( 3760 ) ) اين سخن پايان ندارد آن گروه * صورتى ديدند با حسن و شكوه ن 1226 9 - ك 407 29 صورتى ديدند : چون قلعهء ذاتِ الصُّوَر را دانستى ، پس بدان تأويل باقى را . كه شاه ، عقل كل است ، كه عقول مفارقه وجوه اويند . و سه پسر او ، نفس ناطقهء قدسيه و عقل نظرى و عقل عملى - كه دو قوهء اويند - و به اينها توانند عوالم قدسيه را ، از ملكوت و جبروت و لاهوت ،