حاج ملا هادي السبزواري

486

شرح مثنوى

( ( 3713 ) ) كمترين عيب مصوّر در خصال * چون پياپى بينيش آيد ملال ن 1224 3 - ك 407 1 كمترين عيب : يعنى صورت نقص بسيار دارد و كمترين نقصش آن است كه تكرارش ملال آرد در خيال . و امّا معنى وحدت و ثبات و بقا و عدم تبدّل دارد و تكرار ندارد . * ( « وَيَبْقى وَجْه رَبِّكَ ذُو اَلْجَلالِ وَاَلإِكْرامِ » 55 : 27 ( 1 ) . ( ( 3714 ) ) حيرت محض آردت بىصورتى * زاده صد گون آلت از بىآلتى ن 1224 4 - ك 407 2 حيرت محض : حيرت ممدوحه ، نه مذمومه . كما قال - صلَّى الله عليه و آله و سلَّم - « رَبِّ زِدنى فيكَ تَحَيُّراً » ( 2 ) . و جايز است كه به خاء معجمه و باء موحده بخوانيم . ( ( 3715 ) ) بىز دستى دستها بافد همى * جان جان سازد مصوّر آدمى ن 1224 5 - ك 407 2 جان جان : توهين صورت است به آن كه تصوير حق آدمى را از مشبه و مجسمه كند ، كه تخيل جهت و وضع و زمان و نحوها در حق تعالى كند . ( ( 3719 ) ) اين مثل نالايق است اى مستدل * حيله تفهيم را جُهدُ المُقِل ن 1224 9 - ك 407 4 جهد المقل : يعنى نهايت كوشش ميزبانى ، كه اندكى دارد و آن را پيش ميهمان آرد . ( ( 3721 ) ) تا چه صورت باشد آن بر وفق خود * اندر آرد جسم را در نيك و بد ن 1224 11 - ك 407 5 تا چه صورت باشد : در خيال . و : آن بر وفق خود اندر آرد جسم را : يعنى تن را . در نيك و بد : در هيأت مطابق آن صور خياليه . و مقصود از اين ، تا چند بيت ديگر ، آن است كه صورت حجاب معنى است ، و تقييد و تحديد دارد و هر يك در غيبتند از ديگرى ، و اشتمال ندارند ، به خلاف معنى ، كه شمولى و وسعتى دارد . ( ( 3723 ) ) صورت زخمى بود نالان شود * صورت رحمى بود بالان شود ن 1224 13 - ك 407 6 زخمى : به معجمتين .

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء رحمن ، آيهء 27 . . ( 2 ) شرح عبد الرزّاق الكاشانى بر منازل السائرين ، ص 31 . .