حاج ملا هادي السبزواري

464

شرح مثنوى

من امر ربى : يعنى روح از عالم امر پروردگار است - نه از عالم خلق . كه خدا عالم عناصر را عالم خلق فرموده و عالم ارواح و مجردات را عالم امر - در قرآن مجيد . مثل * ( « أَلا لَه اَلْخَلْقُ وَاَلأَمْرُ » 7 : 54 ( 1 ) . مثل * ( « يَتَنَزَّلُ اَلأَمْرُ بَيْنَهُنَّ » 65 : 12 ( 2 ) . و مثل * ( « تَنَزَّلُ اَلْمَلائِكَةُ وَاَلرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ » 97 : 4 ( 3 ) . و در غير اين مواضع . پس مىفرمايد كه روح ، مجرّد است و از عالم عقول كليه . چنان كه تن از عالم خلق است ، پس در آيهء شريفه تبيينِ روح است ، نه ابهام . كه امر به لسان قرآنى مراد است . مختفى است : خبر بعد از خبر است . يعنى و مختفى است . ولى چون حق خفى از فرط ظهور است به حسب خود ، كما قال ابن سينا : وَ هِىَ الَّتى سَفَرَت وَلَم تَتَبَرقَعِ ( ( 3316 ) ) كو ؟ همانجا كه دل و انديشه اش * دايم آن جا بُد چو شير و بيشه اش ن 1204 9 - ك 401 6 دايم آن جا بد : كه « اَلمَعرِفَةُ بَذرُ المُشاهَدَةِ » . گر بود انديشه ات گل گلشنى و « كو » در سه موضع ، اعاده و حكايت است از كلام سائل ، و همانجا جواب است . ( ( 3321 ) ) او مع الله است بىكو كو همى * كاش جولاهانه ماكو گفتمى ن 1204 14 - ك 401 9 ماكو : يكى از آلات جولاهان است . و مراد آن است كه در شأن نور الانوار و آيت كبراى او ، فاخته سان ، كوكو گفتن ، بر خلاف واقع رفتن است . بايد گفت « ماكو » . چه خفا و كمون شأن تعيّنات و ماهيات است ، نه انوار و وجودات . و « جولاهانه » ، اشارت است به تمكين و مداومت . چه جولاه مزاولتى دارد با ماكو . * ( « فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ » 11 : 112 ( 4 ) در شهود او كه لا هو الا هو . و اخفاء جهت مكانيه ، تا وضع موافق با طبع گردد . بارى اگر كاسب حبيب الله هستى دارايى باف باش نه بوريا باف . تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا ( ( 3322 ) ) عقل ما كو تا ببيند غرب و شرق * روحها را مىزند صد گونه برق ن 1204 15 - ك 401 9

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 54 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء طلاق ، آيهء 12 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء قدر ، آيهء 4 . . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء شورى ، آيهء 15 . .