حاج ملا هادي السبزواري
461
شرح مثنوى
( ( 3233 ) ) هست احول را درين ويرانه دَير * گوشه گوشه نقل نو اى ثَمَّ خَير ن 1200 11 - ك 399 41 اى ثمّ خير : يعنى آن جا خير باشد . ( ( 3237 ) ) گه ترا از عين اين عكس نقوش * حق حقيقت گردد و بينى تو روش ن 1200 15 - ك 400 1 گه ترا : مخفف گاه . بينى تو روش : رويش را از حقيقت انسان كامل . و در بعض نسخ « ميوه فروش » . و اين چند بيت ، برگشت به اوّل كه قريب المضمون است به آنها ، كه « جنس اين موشان تاريكى مگير » و « عكسها را ماند و اين عكس نيست » . ( ( 3239 ) ) پس به معنى باغ باشد اين نه آب * پس مشو عريان چو بلقيس از حباب ن 1200 17 - ك 400 2 چو بلقيس : اشارت است به حكايت بلقيس ، كه حق تعالى فرموده * ( « قِيلَ لَهَا اُدْخُلِي اَلصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْه حَسِبَتْه لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها قالَ إِنَّه صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ » 27 : 44 ( 1 ) . يعنى بلقيس به خدمت سليمان آمد ، گفته شد به او كه داخل شو قصر سليمان - عليه السلام - را ، پس چون ديد آن را گمان كرد آن را لجّهء آب . پس جامه اش را از ساقين بالا گرفت تا داخل شود به او ، گفت كه آب نيست و قصر املسى است آبگون از شيشهها بناشده . ( ( 3247 ) ) اين سخن پايان ندارد آن غريب * بس گريست از درد خواجه شد كئيب ن 1201 3 - ك 400 10 كئيب : حزين و غمناك . ( ( 3248 ) ) واقعهء آن وام او مشهور شد * پاى مرد از درد او رنجور شد ن 1201 7 - ك 400 10 پاى مرد : مددكار و دستگير . ( ( 3249 ) ) از پى توزيع گرد شهر گشت * از طمع مىگفت هر جا سر گذشت ن 1201 8 - ك 400 11 توزيع : تقسيم . يعنى هر كس چيزى اكرام كند .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء نمل ، آيهء 44 . .