حاج ملا هادي السبزواري

444

شرح مثنوى

( ( 3024 ) ) وام داران رو ترش او شاد كام * همچو گل خندان از آن روض الكرام ن 1190 7 - ك 396 39 روض الكرام : باغ كريمان . ( ( 3025 ) ) گرم شد پشتش ز خورشيد عرب * چه غمستش از سبال بو لهب ن 1190 8 - ك 396 39 خورشيد عرب : حضرت ختمى مرتبت . ( ( 3027 ) ) ساحرانِ واقف از دست خدا * كى نهند اين دست و پا را دست و پا ن 1190 10 - ك 396 40 كى نهند : دست و پا نهادن بر چيزى ، اعتنا كردن به آن است . و از كنايات است . و اشارت است به آيه در باب سحرهء فرعون . ( 1 ) ( ( 3029 ) ) چون كه جعفر رفت سوى قلعه اى * قلعه پيش كام خنكش جرعه اى ن 1190 16 - ك 397 4 كام خنكش : تشبيه بليغى است . يعنى فتح قلعه در نزد كام اسبش ، جرعه بود ، كه كام او بحر آشام فتوحات بود . و در بعض نسخ « نزد كام خشكش » و بلاغت ندارد . ( ( 3030 ) ) يك سواره تاخت تا قلعه به كر * تا در قلعه ببستند از حذر ن 1190 17 - ك 397 4 كر : حمله . ( ( 3038 ) ) هر يكى را او به گرزى مىفكند * سر نگونسار اندر اقدام سمند ن 1191 2 - ك 397 8 سمند : اسب . ( ( 3041 ) ) اختران بسيار و خورشيد ار يكى است * پيش او بنياد ايشان مندكى است ن 1191 5 - ك 397 10 مندك : متلاشى . و در نسخه « اندكى است » . ( ( 3054 ) ) صد هزاران گور ده شاخ و دلير * چون عدم باشند پيش صول شير ن 1191 18 - ك 397 17 صول : حمله كردن .

--> ( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء شعراء ، آيهء 41 . .