حاج ملا هادي السبزواري

413

شرح مثنوى

مستتم : به اتمام رسيده و انجام يافته . ( ( 2514 ) ) مركبى دو اندر آن ره شد سقط * از دوانيدن فرس را ز ان نمط ن 1165 15 - ك 389 32 نمط : طرز و روش . ( ( 2523 ) ) از نفير و فتنه و خوف نكال * هر دلى رفته به صد كوى خيال ن 1166 2 - ك 389 37 نكال : عقاب . جاى تخت او سمرقند گزين بد وزيرى داهى او را همنشين ن ندارد - ك 390 5 داهى : از دُها به معنى زيركى . ( ( 2538 ) ) بس شهان آن طرف را كشته بود * يا به حيله يا به سطوت آن عنود ن 1166 17 - ك 390 6 سطوت : قهر و غلبه . ( ( 2543 ) ) من شتابيدم بر تو بهر آن * تا بگويم كه ندارم آن توان ن 1166 22 - ك 390 9 كه ندارم : به ندارى و عجز ، كه امر عدمى است اشارت كرده ، به اينكه در ممثّل له ، با آن همه غلغل و طاق و طرنب ، چيزى در دست ندارند از تخلَّق و تحقّق كه در نزد اهل شهود است . چنان كه در اوّل نيز گذشت كه : نمىبينم مرا معذور دار همچو اين خامان با طبل و علم كه الغ خانيم در فقر و عدم ن ندارد - ك 390 11 الغ خان : يعنى خانِ بزرگ . ( ( 2557 ) ) صد نشانست از سرار و از جهار * ليك بس كن پرده زين در بر مدار ن 1167 14 - ك 390 16 صد نشانست : از اسم مخفى ، و نود و نه اسمى كه تخلَّق به آنها موجب دخول در جنّت صفات است و نيز واردات و كرامات . ( ( 2562 ) ) غمد را بنمود و پنهان كرد تيغ * بايد افشردن ميان را بىدريغ ن 1167 19 - ك 390 18 غمد : غلاف شمشير .