حاج ملا هادي السبزواري
357
شرح مثنوى
* ( « بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ » 55 : 54 ( 1 ) . خلاصه آن است كه در آخرت ، باطنها ظاهر مىشود . كه ظاهر و قشر انسان مىافتد ، و روح ، بارز مىگردد . پس اين است كه در تمثيل مىفرمايد كه آستر روى كار جامه مىشود . و لازم ، مراد است . كه آستر را لازم است نهان بودن . و اگر بگويى كه يك رنگى در محشر چگونه مىشود كه بر بد ، كشف و ظاهر شود ، و حال آن كه توحيد خاص بر اصحاب يمين مكشوف نمىشود - كه المعرفة بذر المشاهدة - و مىبينيم اينجا معرفت به توحيد خواص ندارند . و اگر چنين باشد كه همه يك رنگ باشند ، سالك مرتاض با غير ، يك مقام خواهند داشت و چگونه صاحب جهل مركَّب و بسيط و ملكات رذيله ، بر آن ، يك رنگى كشف مىشود و حق تعالى فرموده * ( « مَنْ كانَ فِي هذِه أَعْمى فَهُوَ فِي اَلآخِرَةِ أَعْمى وَأَضَلُّ سَبِيلًا » 17 : 72 ( 2 ) . مىگوييم كه : مراد آن است كه از خاصيت تبدّل اين نشاه به آن نشاهء تجرد - كه حق تعالى فرموده * ( « فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ اَلْيَوْمَ حَدِيدٌ » 50 : 22 ( 3 ) - همه بصر و ادراكاتشان اتمّ و اجمع مىشود او را - چه در كسوت لطف ، و چه در كسوت قهر . ولى آنان كه اهل توحيد نيستند ، در مقامات خود زيست مىكنند ، و او را به قدر مقام خود مىشناسند و مشاهدند ، كه * ( « وَمِنَ اَلنَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ الله عَلى حَرْفٍ » 22 : 11 ( 4 ) . بجز انسان كامل كه عبد الله است و در همهء مقامات او را مىشناسد . اين است كه شيخ محيى الدين اعرابى گويد كه روز محشر ، كه حق تعالى تجلَّى كند على ما هو عليه ، ظرفيّت قبول آن تجلَّى را ندارد مگر انسان كامل . پس حق تعالى ، تجلَّى مىكند بر ايشان به وفق اعتقادشان ، و قبول مىكنند بر حسب حال و مقامشان . بلكه مىگوييم كه انسان كامل را نيز نتوانند قاصران برسند ، مگر بر وفق معرفت و اعتقادشان در حق او . چنان كه گذشت در شرح قولش كه « هر كسى از ظن خود شد يار من » . و چون توحيد ، در شقى به مظهريت قهر است ، اين است كه بعد مىفرمايد « تا كه يهلك . . . » و « تا كه بازان . . . » و « قهر بين چون قهر كردى اختيار » . بلى قهر خانهء متشتت را در حيات اختيار كرده بود . شقى در ممات قهر خانه صاحب
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء الرحمن ، آيهء 54 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء اسراء ، آيهء 72 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء ق ، آيهء 22 . . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء حج ، آيهء 11 . .