حاج ملا هادي السبزواري
338
شرح مثنوى
كُلُّ شَىءٍ فيه مَعنى كُلِّ شَيء فَتَفَطَّن وَاصرِفِ الذِّهنَ إلَى ( ( 1633 ) ) گر بگويى از پى تعليم بود * عين تجهيل از چه رو تفهيم بود ن 1123 3 - ك 376 36 تجهيل : به جهل انداختن كسان را . يعنى اغراء به جهل لازم آيد . ( ( 1635 ) ) بد گمانى نعل معكوس ويست * گر چه هر جزويش جاسوس ويست ن 1123 5 - ك 376 37 نعل معكوس ويست : به حسب وجود ، كه همه اوست و ظهور او . ( ( 1636 ) ) بل حقيقت در حقيقت غرقه شد * زين سبب هفتاد بل سه فرقه شد ن 1123 6 - ك 376 37 بل حقيقت در حقيقت غرقه شد : يعنى در نزد اهل حقيقت ، مجاز نماند . چنان كه مراتبِ وجود ، « حقيقة بعد الحقيقة » ناميده شده . و گذشت - در مثال واحد لا به شرط و رسمش به تكرارش اعداد غير متناهيهء متخالفه را - بيانى كه مؤيد اين مطلب است . فارجع لمؤلفه : باز بلبل لحن موسيقار داشت دعوى ديدار موسى وار داشت گل به گلزار آتش از رخسار زد يعنى آتش نخل عاشق بار داشت عشق او خونخوار بودست و بود نى همين منصور را بر دار داشت مصحف رخسار اگر بنموده است در برابر گيسوى زنّار داشت ز ان شب عالم تمامى روز كرد زين دگر روز جهانى تار داشت نى همين در كار جانبازى است دل عالمى را عشق بر اين كار داشت باز شد با هر گدايى همنشين پادشاهى كو ز شاهان عار داشت معنيش را رجعت و تكرار نيست گر به صورت رجعت و تكرار داشت تا چه واقع شد كه با صد ناز باز كشتن « اسرار » را اصرار داشت بل سه فرقه شد : « با » اظهر است از « بل » . و در بعض نسخ « بل صد فرقه » است ، و راه ندارد . ( ( 1637 ) ) با تو قلَّاشت خواهم گفت هان * صوفيا خوش پهن بگشا گوش جان ن 1123 7 - ك 376 38 قلَّاش : به تشديد لام ، رند بىنام و ننگ . و در بعض نسخ « قلماش » نوشتهاند ، و در لغت فارسى به نظر نيامد .