حاج ملا هادي السبزواري

325

شرح مثنوى

( ( 1461 ) ) هين ببين كز تو نظر آيد به كار * باقيت شحمىّ و لحمى پود و تار ن 1115 3 - ك 374 15 نظر آيد به كار : اگر نظر قلبت نورانى است ، همهء اشيا در حقّ تو نورند . و اگر ظلمانى است ، همهء اشيا در حق تو ظلمت و كثرتند . و بكوش كه تنظر بنور الله شوى و ناظر بوجه الله شوى ( ( 1464 ) ) يك نظر دو گز همىبيند ز راه * يك نظر دو كون ديد و روى شاه ن 1115 6 - ك 374 17 يك نظر دو گز : لله درّ قائله حقّاً حقّاً دو كون : عالم معنى و عالم صورت . اما عالم معنى منشعب است به عالم لاهوت و عالم جبروت و عالم ملكوت اعلى . و اما عالم صورت منشعب است به عالم صور مجرّده از ماده دون مقدار و شكل ، و عالم صور ماديهء مشوب به ماده و مقدار و شكل . و عالم لاهوت ، عالم اعيان ثابتهء لازمهء اسماء و صفات حق - لزومى غير متأخر در وجود از ملزوم ، مگر به حسبِ مفهوم . و عالم جبروت ، عالم عقول كليه و ارواح مرسله . و عالم ملكوت اعلى ، عالم نفوس كليه و ارواح مضافهء متعلقه به صور و ابدان ، و عالم صور صرفهء مجرّده از مواد ، عالم ملكوت اسفل . و عالم صور ماديه ، عالم ملك . و عالم ناسوت كه منشعب است به اجرام علويهء فلكيه و سفليهء عنصريه . و يك نظرى است كه تمكين نمىكند شعشعهء روى شاه ، او را از ديدن عالم معنى و عالم صورت ، چه بروز ندارند در منصهء ظهورِ آن نور ساطع ، چون عدم بروز انوار كواكب ، در سطوع نور شمس ، با وجود آنها در نهار . و چون اضمحلال سايه در آفتاب . و در بيت اشارت به كثرت در وحدت است . و مىشود عطف بر سبيل ترقى باشد . ( ( 1465 ) ) در ميان اين دو فرقى بىشمار * سرمه جو وَالله اَعلَم بِالسِّرار ن 1115 7 - ك 374 17 سرمه جو : سرمهء نور او اِعرِفُوا الله بِالله . ( ( 1470 ) ) هر كجا اين نيستى انبُه تر است * كار حق و كارگاهش آن سر است ن 1115 12 - ك 374 20 انبُه تر : و قافيهء دوم بيشتر به از نسخه ، « افزونتر است » ، و دوم « آن سر است » . ( ( 1472 ) ) خاصه درويشى كه شد بىجسم و مال * كار فقرِ جسم دارد نه سؤال ن 1115 14 - ك 374 21