حاج ملا هادي السبزواري

305

شرح مثنوى

كه اين مجلس : * ( « فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ اَلْمُقَدَّسِ طُوىً » 20 : 12 ( 1 ) . ( ( 1135 ) ) بد هلال استاد دل ، جان روشنى * سايس و بندهء امير مؤمنى ن 1099 12 - ك 369 24 سايس : مؤدِّب و اينجا مؤدِّب دوابّ مراد است . ( ( 1138 ) ) آب و گل مىديد و در وى گنج نى * پنج و شش مىديد و اصل پنج نى ن 1099 15 - ك 369 26 اصل پنج نى : اصل پنج و اعداد ديگر و راسم و مادهء همه ، واحدِ لا به شرط است . و تقويم او واحديت - اعنى فناى او - اعداد غير متناهيه را ، آيت عظيمه است مبدئيّت و مفنويّت حق وجودات جميع اشيا را . چه ، واحد به تكرارش بدون مدخليّت چيزى ديگر راسم اين همه اعداد متخالفه است . و هيچ مركَّبى چنين نيست . مثلًا دو مركَّب طبيعى ، چون نار به جسميّت و صورت نوعيه - كه قوّهء مسخّنهء جوهريّه باشد - نوعِ نار مىشود ، و آب به جسميّت و صورت نوعيه - كه قوّهء مبرّدهء جوهريّه باشد - نوعِ ماء مىشود ، نه به جسميت و جسميت مثلًا اين و آن شوند . و در مركَّب صناعى نيز چون سكنجبين به سركه و انگبين كه دو حقيقتِ مختلفند سكنجبين محقق شود ، نه به سركه و سركه ، يا انگبين و انگبين . و همچنين در ساير مركَّبات از اجزاء خارجيه ، به خلاف اثنان و ثلاثه و اربعه و غيرها از مراتب اعداد . كه اثنان نيست ، مگر واحد و واحد ، و ثلاثه نيست مگر واحد و واحد و واحد . و تكرار نيست ، مگر در ملاحظه ، نه تغاير در ملحوظ . پس اگر زيد را مكرر ملاحظه كنى ، متكثّر نشود . پس به تكرارِ لحاظ واحد لا به شرط ، اين همه اعداد متخالفه و متباينهء بالنّوع رسم شود ، كه هر نوعى از عدد ، حكمى و اثرى دارد از احكامى كه در علم حساب مذكور است ، يا سعادت و نحوستى كه در علم اعداد و حروف مرقوم است . ( ( 1140 ) ) آن مناره ديد و در وى مرغ نى * بر مناره شاهبازى پر فنى ن 1099 17 - ك 369 27 بر مناره شاهباز : يعنى و حال آن كه بر مناره شاهبازى هم هست . ( ( 1145 ) ) تن مناره علم و طاعت همچو مرغ * خواه سيصد مرغ گير و يا دو مرغ ن 1099 22 - ك 369 31 خواه : عطار فرمايد :

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء طه ، آيهء 12 . .