حاج ملا هادي السبزواري
294
شرح مثنوى
با زفتى : لفّ و نشر مشوّش است كه زفتى به بلال و زارى به هلال . و در بعض نسخ : « با رقّت و زارى چكار » ، و هر دو ناظر به هلال خواهد بود ، و خالى است از لفّ و نشر كه از محسّنات بديعيه است ، با آن كه « دقّت » - با دال - أنسب است به هلال . ( ( 906 ) ) با قضا هر كو قرارى مىدهد * ريشخند سبلت خود مىكند ن 1088 4 - ك 366 11 با قضا : يعنى با وجود قضا هر كه با خود قرارِ امرى مىدهد و عقد قلبى بر وقوع حادثه مىبندد غلط مىكند حكيم انورى گويد : اگر محوّل حال جهانيان نه قضاست چرا مجارى احوال بر خلاف رضاست هزار نقش در آرد زمانه و نبود يكى چنان كه در آئينهء تصوّر ماست ( ( 907 ) ) كاه برگى پيشِ باد آن گه قرار * رستخيزى و آن گهانى عزم كار ن 1088 5 - ك 366 11 رستخيزى : چه روزِ درو است ، نه روزِ زراعت ، و هنگام پاداش است ، نه هنگام كار . ( ( 912 ) ) گردشش بر جوى جويان شاهدست * تا نگويد كس كه آن جو راكد است ن 1088 10 - ك 366 14 راكد : ساكن . ( ( 914 ) ) چون قرارى نيست گردون را ازو * اى دل اختروار آرامى بجو ن 1088 12 - ك 366 15 گردون را ازو : بىقرار در عشق اوست . ( ( 915 ) ) گر زنى در شاخ دستى كى هلد * هر كجا پيوند سازى بسكلد ن 1088 13 - ك 366 15 گر زنى : عرفت الله بفسخ العزائم . عطَّار فرمايد : هر كه در هر دو جهان بيرون ما سر فرود آرد به چيزى دونِ ما ما زوال آريم بر وى هر چه هست ز انكه نتوان زد به غير دوست دست ( ( 921 ) ) اختران چرخ گر دورند هى * وين حواست كاهلند و سست پى ن 1088 19 - ك 366 18 وين حواست : با واو نسخه صحيح است . ( ( 922 ) ) اختران چشم و گوش و هوش ما * شب كجايند و به بيدارى كجا ن 1088 20 - ك 366 19