حاج ملا هادي السبزواري

278

شرح مثنوى

پر شود : به ديدهء نابينا فرض است ، و به ديدهء بينا پر است از مستان او . يك باشند : چون يك قبله و يك پيشه اند ( ( 634 ) ) گر جهان پر شد ز تاب نور مه * كى كساد آيد بر صاحب وله ن ندارد - ك 361 42 وله : حيرانى . ( ( 636 ) ) گر چه اين مستى چو باز اشهب است * برتر از وى در زمين قدس هست ن 1074 4 - ك 361 44 باز اشهب : باز سپيد . مست ز ابرار و مقرب ز ان به است بر مقرب شير او چون روبه است ن ندارد - ك 361 44 مقرّب : برتر از ابرار را اخيار گويند . ( ( 642 ) ) نفى بگذار و همان هستى پرست * اين در آموز اى پدر ز ان ترك مست ن 1074 10 - ك 362 3 ترك مست : در بعض نسخ اين بيت مكرّر است ، ولى به قافيهء ديگر مختوم به باء موحده ، و زايد است ( ( 644 ) ) مطرب جان مونس مستان بود * نقل و قوت و قوّت مست آن بود ن 1074 19 - ك 362 9 مستان : و ثانى مستِ آن . جناس التركيب است . و در بعض نسخ هر دو را مستان نوشته‌اند ، ايطاست . ( ( 665 ) ) مطرب آغازيد بيتى خوابناك * كه اَنِلنى الكَأسَ يا مَن لا اَراك ن 1075 17 - ك 362 20 انلنى : يعنى بده مرا جام ، اى آن كه نمىبينم تو را . ( ( 666 ) ) اَنتَ وَجهى لا عَجَب اِن لا اَراه * غايَةُ القُربِ حِجابُ الِاشتِباه ن 1075 18 - ك 362 20 أنت وجهى : تو وجه منى ، عجب [ نه ] كه نبينم وجه خود را ، كه غايت قرب ، باعث حجاب اشتباه است . چنان كه عرفا فرموده‌اند إذا جاوز الشيء حده انعكس ضده . پس غايت نزديكى ،