حاج ملا هادي السبزواري
274
شرح مثنوى
نبى السّيف : قول پيغمبر است « أنَا نَبِىُّ السَّيفِ » ( 1 ) . ( ( 496 ) ) چون نباشد قوّتى پرهيز به * در فرار از لا يطاق آسان بجه ن 1067 9 - ك 359 37 لا يطاق : اشارت است به حديث « اَلفَرارُ مِمَّا لا يُطاقُ مِن سُنَنِ المُرسَلينَ » ( 2 ) . يعنى گريختن از آن چه طاقت تحملاش نيست ، از طريقهء پيغمبران است . ( ( 501 ) ) آن كه سنت ره جماعت ترك كرد * در چنين مسبع نه خون خويش خورد ن 1067 14 - ك 360 1 مسبع : محل سُبُع و درنده . ( ( 502 ) ) هست سنت ره جماعت چون رفيق * بىره و بىيار افتى در مضيق ن 1067 15 - ك 360 2 مضيق : تنگنا . ( ( 504 ) ) مىرود با تو كه يابد عقبه اى * كه تواند كردت آن جا نهبه اى ن 1067 17 - ك 360 4 نهبه : به نون در اوّل ، غارت . ( ( 505 ) ) يا بود اشتر دلى چون ديد ترس * گويد از بهتر رجوع از راه حرس ن 1067 18 - ك 360 5 از راه حرس : حراست و نگهبانى و « از راه درس » حُسن ندارد - كه در بعض نسخ است . و عوض « بهتر » ، « بهر » خوب نيست . ( ( 507 ) ) راه جان بازى است و در هر عيشه اى * آفتى در دفع هر جان شيشه اى ن 1067 20 - ك 360 7 عيشه : زندگى ، يعنى در هر دم و نفسى . ( ( 508 ) ) راه دين ز ان رو پُر از شور و شر است * كه نه راه هر مخنّث گوهرست ن 1067 21 - ك 360 8 مخنّث گوهر : خنثى باشد جوهر ذاتش ، مثل آن كه نه زن دنياست ، و نه مرد آخرت .
--> ( 1 ) اكمال الدين صدوق ، ص 116 . و با اندك تفاوت ، جامع صغير ، ج 1 ، ص 125 . . ( 2 ) عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 284 . .