حاج ملا هادي السبزواري
202
شرح مثنوى
( ( 3213 ) ) اندكى گفتيم آن بحث اى عتل * ز اندكى پيدا بود قانون كل ن 987 18 - ك 333 21 عتل : درشت . ( ( 3216 ) ) چون برون شوشان نبودى در جواب * پس رميدندى از آن راه تباب ن 987 21 - ك 333 23 تباب : به تقديم تاء مثناة فوق بر موحده چون تبّ ، زيان و هلاك . ( ( 3217 ) ) چون كه مقضى بد دوام آن روش * مىدهدشان از دلايل پرورش ن 987 22 - ك 333 23 از دلايل پرورش : مثل آن كه مىگويند ايجاد فرع وجود است . و وجود از حق است . پس تأثير - مطلقاً - از حق است . و گفتيم كه در عين آن كه حقيقت وجود حق است ، ممكنات هم وجود دارند . و اضافه به قابل هم هست . كه وحدت در كثرت و كثرت در وحدت حق است . و مثل ادلهء كتابيه آورند كه حقيقتش را نرسيدهاند ، مثل * ( « الله خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » 39 : 62 ( 1 ) ، و مثل * ( « قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ الله » 4 : 78 ( 2 ) ، و مثل * ( « خَلَقَكُمْ وَما تَعْمَلُونَ » 37 : 96 ( 3 ) ، و غير ذلك . و مثل امر قضا و قدر و سبق آن . و معلوم است - كما مرّ - كه وجود هر موجود مجعول حق است و او خير است و نور است ، نه ماهيّت و عين ثابت - الَّا بالعرض . و الشَّرُ مقضىٌ بالعرض . و اينجا جاى ذكر دلايلشان و ذكر اجوبهء زياد بر اين نيست ( ( 3219 ) ) تا كه اين هفتاد و دو ملَّت مدام * در جهان ماند الى يوم القيام ن 988 2 - ك 333 24 در جهان ماند : پيش گفتيم كه مقتضاى اسماء لطفيه و قهريهء خدايى وجود جميع طبقات است . و اين اصل است . ( ( 3220 ) ) چون جهان ظلمت است و غيب اين * از براى سايه مىبايد زمين ن 988 3 - ك 333 25 مىبايد زمين : اگر چه روى تو روز است و روز من شب تار و ليك رونق مه بىشبان تارى نيست
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء رعد ، آيهء 16 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء نساء ، آيهء 78 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء صافات ، آيهء 96 . .