حاج ملا هادي السبزواري
196
شرح مثنوى
نادراً باشد : نفرمود « نمىشود » ، چه مىشود كه بىآلات ، حتى بىامر و نهى لسانى اختياراتى در عين اختيار مقهور انسان كامل باشد . ( ( 3096 ) ) قدرت تو بر جمادات از نبرد * كى جمادى را از آنها نفى كرد ن 981 16 - ك 331 29 كى جمادى را : وجهى ديگر است بر اثبات اختيار و نفى جبر ، به اينكه ذاتى لا يختلف و لا يتخلَّف . ببين كه تو كه قدرت و غلبه به اختيار دارى بر جمادات ، جماديت از آنها سلب نمىشود - كه جمادى ذاتى است ، و ذاتى تبديل نيابد . پس همچنين انسان متحرك بالارادة و بالاختيار است . و اين ، ذاتىِ آن است . و به اينكه اراده و اختيار حق تعالى محيط و قاهر است بر او . اختيار از او مسلوب نشود . بلى گفتيم مىشود كه وجود كه اصل است نداشته باشد ، چه جاى صفات آن وجود كه « اَلتَّوحيدُ إسقاطُ الإضافاتِ » . نه با وجود موضوع در ميان نفى ذاتيات آن . و از آن چه گفتيم معلوم شد كه نسخهء در بيت بعد اين است كه : ( ( 3097 ) ) قدرتش بر اختيارات آن چنان * نفى نكند اختيارى را از آن ن 981 17 - ك 331 30 تمام بيت : يعنى از آن صاحب اختيارات . و نسخهء ديگر كه « قدرتش را بر جمادات . . . » صحيح نيست . ( ( 3098 ) ) خواستن مىگوى بر وجه كمال * كه نباشد نسبت جبر و ضلال ن 981 18 - ك 331 30 بر وجه كمال : كه متعلَّقِ خواست را وجود بدانى ، كه مطلقاً خير محض است . و تعيّنها را مجعول و مراد بالعرض دانى ، و حكمت ملاحظه كنى كه گذشت كه : كفر هم نسبت به خالق حكمت است و خواستهها را بينونت عزليه ندهى از خواست او . ( ( 3103 ) ) گاو چون معذور نبود در فضول * صاحب گاو از چه معذور است و دول ن 982 1 - ك 331 33 دول : شطَّاح و بىحيا . اين بنا بر اينكه فارسى باشد . و بهتر آنست كه عربى باشد . كه دول در عرب كسى بود لحيم . يا مخفف دولة باشد كه با دولة - به فتح - يكى است ، و هر دو از تداول