حاج ملا هادي السبزواري

186

شرح مثنوى

عكس روها از برون در آب جست : يعنى چون وجود به صفاى فطرى رجوع نموده ، آينهء جهان نما شد . شأن آينه آنست كه وجوه بنمايد . ( ( 2816 ) ) چون خيالى مىشود در زهد تن * تا خيالات از درونه روفتن ن 967 2 - ك 327 4 چون خيالى : در لطافت . و در بعض نسخ « چون خلالى » . ( ( 2819 ) ) ز ان رسولى كش حقايق داد دست * كادَ فَقرُ أَن يَكُون كُفر آمدست ن 967 6 - ك 327 8 كاد فقر : يعنى فقر بدون شكيبايى . يا معنى آنست كه فقير حقيقى متفوّه شود به شطحياتى كه كفر نماست يا نزديك است كه فقر بكشاند به سترِ جميعِ ما سوى الله فى نور الله ( ( 2824 ) ) هست آسان مرگ بر جان خران * كه ندارند آب جان جاودان ن 967 11 - ك 327 10 هست آسان : در بعض نسخ « نيست آسان » . و اوّل صحيح است . كه مراد اين است كه از شدت حرص ، احمقان خود را به مهالك اندازند ، مثل دزدى و نهب و مانند اين . و از براى اهل حق كه مرگ آسان است كه لطيفهء مجرده در ايشان بالفعل شده كه آن هلاكت ندارد . و در احمقى كه بالقوه مانده ، آسانى مرگ از احمقى و حرص است ( ( 2826 ) ) جهد كن تا جان مخلَّد گرددت * تا به روز مرگ برگى با شدت ن 967 13 - ك 327 11 جهد كن : كه اصلاح لطيفهء امريه به معرفت اندوختن و علم به كليّات است ، نه به جزئيات داثره . ( ( 2830 ) ) رنج جوع اولى بود خود ز ان علل * هم به لطف و هم به خفّت هم عمل ن 967 17 - ك 327 15 هم به لطف : يعنى صفاى قلب آرد و سَبُكى بخشد و تخلَّق به اخلاق روحانيين باشد . ( ( 2832 ) ) جوع خود سلطان داروهاست هين * جوع در جان نه چنين خوارش مبين ن 967 20 - ك 327 16 سلطان داروهاست : كه رطوبات خامى را كه از تغذيه يوماً فيوماً متخلف شود ، تخفيف كند و بسوزاند .