حاج ملا هادي السبزواري

16

شرح مثنوى

غبين : مغبون . ( ( 152 ) ) اين بخور كاو هست و داروى مزاج * و ان بياشام از پى نفع و علاج ن 827 11 - ك 281 16 كاو هست : در بعض نسخ : « گرمست » خوب نيست ، چه تخصيص دارد . ( ( 158 ) ) پيش آرد هىهى و هيهات را * وز لويشه پيچد او لبهات را ن 827 17 - ك 281 19 لويشه : فارسى ، چون لباشه ، ريسمانى حلقه كه نعل بندان بر سر چوبى بندند براى رام كردن حيوان بد نعل . ( ( 159 ) ) همچو لبهاى فرس در وقت نعل * تا نمايد سنگ كمتر را چو لعل ن 827 18 - ك 281 19 تا نمايد سنگ كمتر را چو لعل : نسخهء « تا نمايد سنگ را كمتر ز لعل » ، غلط است . چه ، شأن ديوان آن است كه بد را خوب و سراب را آب مىنماياند . و نفسى هم كه چنين است آن را مسوّله گويند . ( ( 164 ) ) حفّت الجنّة به چه محفوف گشت * بالمكاره كه از او افزود كشت ن 828 2 - ك 281 22 حفّت الجنّة : يعنى نيز آن بكن كه مكروه نفس است و مجاهده كن با نفس . ( ( 165 ) ) صد فسون دارد ز حيلت وز دها * كه كند در سله گر هست اژدها ن 828 3 - ك 281 22 سلَّه : مطلق سبد ، مخصوصاً سبد مارگيران . ( ( 167 ) ) عقل را با عقل يارى يار كن * امرهم شورى بخوان و كار كن ن 828 5 - ك 281 24 امرهم شورى : حق تعالى در بارهء مؤمنين مىفرمايد كه امرشان اين است كه در كارها مشورت مىكنند با يكديگر . ( 1 ) ( ( 174 ) ) ما در اين دهليز قاضى قضا * بهر دعوىّ الستيم و بلى ن 828 15 - ك 281 29

--> ( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء شورى ، آيهء 38 . .