حاج ملا هادي السبزواري

89

شرح مثنوى

اوصاف او را : و در بعض نسخ اوصاف خود را و اول اصح است . ( ( 1923 ) ) هر طروقى اين فروقى كى شناخت * جز دقوقى تا درين دولت بتاخت ن 478 10 - ك 168 7 طروقى : طروق آمدن از سفر است در شب و اينجا مطلق آمدن مراد است و با فروقى جناس لاحق دارد و با مصراع ثانى ترصيع . ( ( 1928 ) ) غِرَّةَ الْمَسْكَن اُحاذِرْه اَنا * اُنْقُلى يا نَفْسُ سافِرْ لِلْغَنا ن 478 16 - ك 168 11 غِرَّةَ الْمَسْكَن : يعنى فريفتن مسكن را حذر مىكنم من ، پس منتقل شو اى نفس و سفر كن به جهت غنى و بىنيازى . ( ( 1929 ) ) لا اُعَوِّدْ خُلْقُ قَلْبى بِالْمَكان * كَىْ يَكُونَ خالِصاً فىِ الامْتِحان ن 478 17 - ك 168 11 لا اُعَوِّد خُلق : به ضم خاء يعنى عادت نمىدهم خوى دلم را به مكان به علت آن كه بوده باشد دل خالص از محبت غير حق در امتحان . ( ( 1938 ) ) منقطع از خلق نى از بد خُوى * منفرد از مرد و زن نى از دوى ن 478 19 - ك 168 12 نى از بد خويى : گويا اين بيت گذشت و معنيش اينجا اين است كه منقطع از خلق بود نه به جهت ضيق صدر و منفرد از خلق بود نه از جهت دو بينى چه خلق نمود بودند و وجود آنها بينونت عَزلى از وجود حق محيط ندارد بلكه از جهت وجه النّفسىِ آنها معرض از آنها بود . ( ( 1932 ) ) مشفقى بر خلق و نافع همچو آب * خوش شفيعى و دعايش مستجاب ن 478 21 - ك 168 13 خوش شفيعى : رابع حروف عين مهمله نه قاف . ( ( 1933 ) ) نيك و بد را مهربان و مستقر * بهتر از مادر شهىتر از پدر ن 478 22 - ك 168 13 شهى : خواهان . ( ( 1935 ) ) ز ان سبب كه جمله اجزاى منيد * جزو را از كل چرا بر مىكنيد ن 479 2 - ك 168 14 اجزاى منيد : « اَلنَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » 33 : 6 ( 1 ) .

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء احزاب آيهء 6 . .