حاج ملا هادي السبزواري

70

شرح مثنوى

ليك صافى غرق : چنان كه گويند صوفى به صافيى رسيد صافى از آن صوفى پرسيد در چه مقامى ؟ گفت در مقام توكل و بعد از چندى كه ملاقات اتفاق افتاد پرسيد در چه مقامى ؟ گفت در مقام صبر و بعد از مدتى باز پرسيد در چه مقامى ؟ گفت در مقام رضا فرمود تمام عمر خود مشغول به خود و اصلاح خود بودى پس كى مشغول به خدايى و مقصود حث و ترغيب بود بر سرعت سير و وصول و به عبارت ديگر عمل نديدن نه عمل نكردن و الا معلوم است كه سير الى الله و سير فى الله و سير من الله همه مطلوب است خليلى قطاع الفيافى الى الحمى كثير و اما الواصلون قليل ( ( 1438 ) ) منگر آن كه تو حقيرى يا ضعيف * بنگر اندر همت خود اى شريف ن 453 16 - ك 159 43 بنگر اندر همت خود : يعنى همت بايد عالى باشد و غير او را بر او ايثار نكند كه جنت و نعمت حجاب او است . خلاف طريقت بود كاوليا تمنا كنند از خدا جز خدا ( ( 1444 ) ) اين طلب همچون مبشر در صياح * مىزند نعره كه مىآيد صباح ن 453 22 - ك 160 2 صياح : جمع صيحه . صباح : صبح . ( ( 1447 ) ) كز جوار طالبان طالب شوى * وز ظلال غالبان غالب شوى ن 454 3 - ك 160 3 كز جوار : نافه گيرد ز مشك اذفر بوى يار گيرد ز يار بهتر خوى الرّفيق ثم الطريق . ( ( 1449 ) ) هر چه دارى تو ز مال و پيشه اى * نى طلب بود اول و انديشه اى ن 454 5 - ك 160 4 نى طلب بود : چه بىبه باء موحده باشد و چه به نون كلام استفهام انكاريست . ( ( 1450 ) ) آن يكى در عهد داود نبى * نزد هر دانا و پيش هر غبى ن 454 8 - ك 160 10 غبى : به غين معجمه كُند فهم .