حاج ملا هادي السبزواري
49
شرح مثنوى
( ( 858 ) ) همچنان كان جامغول حيله دان * گفت مىجويم كسى از مصريان ن 425 4 - ك 150 38 جامغول : ف به جيم و غين معجمه به وزن چار پول ، حرامزاده . ( ( 869 ) ) كرد دل دارى و بخششها بداد * هم عطا هم وعدهها كرد آن قباد ن 425 15 - ك 151 5 قباد : نام چند پادشاه است . ( ( 897 ) ) پيش مىآمد سپس مىرفت شه * جمله شب او همچو حامل وقت زه ن 427 5 - ك 151 25 زه : زاييدن . ( ( 910 ) ) اين همه كرديم و دولت تيره شد * دشمن شه هست گشت و چيره شد ن 427 20 - ك 151 32 چيره : بچيم [ كذا فى الاصل ] ف ظفر و غلبه . ( ( 919 ) ) دست بر سينه زديد اندر ضمان * شاه را ما فارغ آريم از غمان ن 428 7 - ك 151 36 زديد اندر ضمان : اين اصح است از زمان به زاى معجمه . ( ( 954 ) ) عصمت يا نار كونى بارِدا * لا تكونُ النار حرّا شارِدا ن 430 1 - ك 152 14 حرّا شارِدا : يعنى نمىباشد آتش بر موسى حار و سركش . ( ( 971 ) ) آن چه در فرعون بود اندر تو هست * ليك اژدرهات محبوس چهست ن 430 19 - ك 152 25 آن چه در فرعون بود اندر تو هست : فرعون تو نفس اماره با انانيت تو و هامان وزير فرعون در تو نفس مسوّله تو و نظير موسى در تو عقل نظرى و قوه علَّامه و نظير هارون عقل عملى و قوه عمّاله تو و نظير عصا در تو برهان تو كه سلطنت آرد براى ذات تو * ( قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ 2 : 111 ( 1 ) و برهان حقيقى همه اوهام و شبهات را دفع كند چنان كه عصاى موسى همه حبال و عصيّ سحرهء فرعون را بلعيد . ( ( 972 ) ) اى دريغ آن جمله احوال تو است * تو بر آن فرعون بر خواهيش بست ن 430 20 - ك 152 26
--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء نمل آيهء 64 . .