حاج ملا هادي السبزواري
34
شرح مثنوى
صفات خود دارد علم به همه عكوس و اظلال اسماء و صفات خود دارد . اِنَّ فى نجواكَ : اى فى سرّك . صدقاً : و در بعض نسخ صدق است . پس اسم إنَّ ضمير شأنِ محذوفست . و بنا بر اول ملق عطف است بر محل صدقا . يا بنايش بر لغت وقف منصوبست به سكون و معنيش اينجا نفاق است . ( ( 480 ) ) كَيفَ يغفُلْ عن ظَعين قَد غَدا * من يُعاينْ أينَ مثواه غَدا ن 406 21 - ك 145 9 عن ظعين : به ظاء معجمه ، مرتحل . قد غَدا : يعنى قد صارَ . و مىشود از غدا به معنى دخل فى الغدوة باشد . و من يعاين فاعل يغفل است و غدا در ثانى به معنى فردا است . و جناس تام دارد . و حاصل معنى آن كه چگونه غافل مىشود از كوچ كننده از دنيا به سوى آخرت كه بتحقيق گرديده است از حالى به حالى و از جايى به جايى ، كسى كه معاينه مىبيند مقام فرداى او را كه كجاست . ( ( 481 ) ) اينَما قَد هَبطَا أوْ صعدا * قد توَّلاه و اَحصى عَدَدا ن 406 22 - ك 145 9 اَينَما قَدْ هَبَطَ : در نسخ هبطا ثبت است و بمشاكله است چه الف علامت تثنيه نيست و الف اطلاقى در آخر بيت است چون الف صعدا و صعود اگر در نار باشد چنان كه در قول خداست كه * ( سَأُرْهِقُه صَعُوداً 74 : 17 ( 1 ) . مىشود طعين به طاء مهمله باشد بمعنى مطعون و معيوب . قد تَولَّاه : يعنى مراقبست او را . و احصى عَدَدا : يعنى علم دارد و هر چيز و عدد هر چيز را . ( ( 483 ) ) آن زكاتى دان كه غمگين را دهى * گوش را چون پيش دستانش نهى ن 407 2 - ك 145 12 آن زكاتى دان : يعنى هر قوه را زكاتى است چنان كه مال را زكاتيست پس از زكاتهاى گوش آنست كه از جهت تسليهء دلْ شكسته گوش دهى و استماع كنى غم و رنج او را . ( ( 485 ) ) خانهء پر دود دارد پر فنى * مر و را بگشا ز اصغا روزنى ن 407 4 - ك 145 13 پر فنى : يعنى پر از اقسام درد و غم و فن بمعنى غبن هم آمده . اصغاء : گوش دادن مخاطب است كلام متكلم را .
--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء مدثر آيهء 17 . .