حاج ملا هادي السبزواري

206

شرح مثنوى

( ( 4382 ) ) من بترسانم وقيح ياوه را * آن كه ترسد من چه ترسانم و را ن 600 4 - ك 208 4 وقيح : بىحيا . ( ( 4384 ) ) ايمنان را من بترسانم به علم * خايفان را ترس بردارم به خلم ن 600 6 - ك 208 5 به خلم : يعنى به غضب . ( ( 4387 ) ) در خور آن بيخ رسته برگها * در درخت و در نفوس و در نُهى ن 600 9 - ك 208 7 در درخت : « قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه » 17 : 84 ( 1 ) پس اغصان و شاخ و برگ و ثمر درخت جسمانى در خور خود اوست و مراتب و صفات و افعال نفوس مناسب اوست مثل نفس نباتيه و نفس حيوانيه و قواى اينها كه فروع نفس انسانيه‌اند و مراتب نُهى و عقول كه عاقلهء بِالْقوّة و بِالْمَلَكة و بالْفِعْل و الْمُسْتَفاد وَالْفَعَّال است كه فروع عقل كلّاند و سنخيت به او دارند . ( ( 4388 ) ) بر فلك پرهاست ز اشجار وفا * اصلها ثابت و فرعه فى السما ن 600 10 - ك 208 7 اصلها : اشارتست به كريمه « ضَرَبَ الله مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَفَرْعُها فِي اَلسَّماءِ » 14 : 24 ( 2 ) يعنى مثل زده خدا كلمهء طيبهء توحيد را و باطن كلمه كه توحيد حقّى و تحققى باشد به درخت نيكوى پر شاخ و برگ و ثمرى كه بيخ و تنهء او در زمين ثابت باشد و شاخه‌هاى او در آسمان . ( ( 4389 ) ) چون بِرُست از عشق پر بر آسمان * چون نرويد در دل صدر جهان ن 600 11 - ك 208 8 چون برست : يعنى چون رسته شد از عشق بخارى عاشق صدر جهان شاخه‌ها بر آسمان . ( ( 4390 ) ) موج مىزد در دلش عفو گنه * كه ز هر دل تا دل آمد روزنه ن 600 12 - ك 208 8 روزنه : اَلْقَلْبُ يَهْدى اِلَى الْقَلْبِ . ( ( 4392 ) ) متّصل نبود سفال دو چراغ * نورشان ممزوج باشد در مساغ ن 600 14 - ك 208 9

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء اسراء آيهء 84 . . ( 2 ) قرآن كريم سورهء ابراهيم آيهء 24 . .