حاج ملا هادي السبزواري
183
شرح مثنوى
نفخه دوتاست يكى نفخه ايست كه خاموش مىكند آتش را و يكى نفخه ايست كه شعله ور مىكند آن را پس آن نفخهء صعق نفخهء اطفاى صور دنيويه است و آن نفخهء ديگر نفخهء احياء صور اخرويه و نفخهء تشعيل است مر آن صور را به انوار ارواح در آن نشاه و آن صور مثل اظلالند براى ارواح نه مانند اصداف پس مراد به بانگ نفخ اگر نفخه اماتِه است مراد به اين طرف ابدان دنيويه است و اگر نفخهء احياء اخرويست مراد به اين طرف اجساد اخرويست . ( ( 3937 ) ) چون تمنّوا موت گفت اى صادقين * صادقم جان را بر افشانم برين ن 578 6 - ك 200 23 چون تمنّوا : اشارت است به كريمهء « قُلْ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّه مِنْ دُونِ اَلنَّاسِ فَتَمَنَّوُا اَلْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » . 62 : 6 ( 1 ) ( ( 3938 ) ) قوم گفتندش كه هين اينجا مخسب * تا نكوبد جان ستانت همچو كسب ن 578 9 - ك 200 25 كسب : به ضم اوّل كنجاره يعنى ثفل و باقى ماندهء تخمها كه روغن آنها را گرفته باشند و اطلاق كسب پيش از كوبيدن از باب تسميه به اسم مأول إليه است . ( ( 3943 ) ) گفت الدينُ نصيحه آن رسول * آن نصيحت در لغت ضد غلول ن 578 14 - ك 200 27 الدّين نصيحه : هر گاه نصيحت را اعم از داخلى و خارجى بگيريم دين همگى نصيحت است از عقل خارجى و عقل داخلى و پيغمبر خارجى و پيغمبر داخلى مر نفس و خدم و حشم آن را . غلول : خيانت . ( ( 3947 ) ) منبلىام زخم جو و زخم خواه * عافيت كم جوى از منبل به راه ن 578 19 - ك 201 1 منبل : به وزن و معنى تنبل . منبلىام : يعنى در امر دنيا كاهلىام . ( ( 3957 ) ) نه چنان مرغ قفس در اندهان * گرد بر گردش به حلقه گربگان ن 579 7 - ك 201 6 اندهان : جمع اندوه كما مر .
--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء جمعه آيهء 6 . .