حاج ملا هادي السبزواري

181

شرح مثنوى

بار ديگر بايدم جستن ز جو : مقام وجه الله است كه وجود منبسط باشد و حقيقت محمّديه گويند در اخبار ولويه نحن الوجه وارد است چه نور واحدند و اين مقام وجود منبسط فوق مقام ملكيّت و كرّوبيت است چه مقام وجه اطلاق دارد به خلاف مادون آن پس تقديم اين بيت بر آن بيت از تحريفاتست و سببش تهويل لفظ اندر وهم نايد است و نه چنين است چه مقام حقيقت محمّديه رحمت واسعه و فيض مقدس و نفس رحمانيست بالاى آن مقامات . ( ( 3906 ) ) پس عدم گردم عدم چون ارغنون * گويدم كه انّا إليه راجعون ن 576 14 - ك 200 2 ارغنون : نام سازيست . ( ( 3907 ) ) مرگ دان آن كه اتّفاق امت است * كآب حيوانى نهان در ظلمت است ن 576 15 - ك 200 2 در ظلمت است : ظلمت تعيّنات يا وجود مطلق كه عدم و افناء وجودات خاصّه است . ( ( 3908 ) ) همچو نيلوفر برو زين طرف جو * همچو مستسقى حريص و آب جو ن 576 16 - ك 200 3 حريص و آب جو : و در بعض نسخ مرگ جو . ( ( 3914 ) ) وصف او فانى شد و ذاتش بقا * زين سپس نه كم شود نه بدلقا ن 577 1 - ك 200 6 وصف او فانى شد : به اين دفع اشكالى مىكند كه اگر كوزه مدهّن يا ملطَّخ بالواث و غيرها باشد معلوم است كه آن آب تميز به اوصاف بد خواهد داشت از آب عذب صاف و راه دفع را چنين داند كه اوصاف عارض است و عارض زايل است و قسر دائم نمىشود و درين سخن است . ( ( 3916 ) ) همچو گويى سجده كن بر رو و سر * جانب آن صدر شد با چشمِ تر ن 577 5 - ك 200 7 سجده كن : سجده كننده . ( ( 3923 ) ) هيچ كس در وى نخفتى شب ز نيم * كه نه فرزندش شدى آن شب يتيم ن 577 14 - ك 200 14 شب ز نيم : يعنى نصف شب را و در بعض نسخ بيم به معنى ترس ثبت است و آن با مصراع ثانى نمىسازد مگر به بيم يعنى با ترس باشد .