حاج ملا هادي السبزواري
174
شرح مثنوى
آفلى : غروب كننده ايست چون خاطر نفسانى و وسواس شيطانى . ( ( 3777 ) ) هين مكن لا حول عمران زادهام * من ز لا حول اين طرف افتاده ام ن 570 2 - ك 197 36 من ز لا حول اين طرف افتادهام : يعنى تو لا حول و عوذ و لوذ مىگويى از جهت دورى من و من از ذكر لا حول به هم رسيدهام و عين حول و قوّت حقم و قوت و غذاى من حول و قوت حق است و معنى تسبيح و مصداق تهليل و پناه توام بحول الله . ( ( 3783 ) ) اين چنين نخلى كه قدّ يار ماست * چون كه ما دزديم نخلش دار ماست ن 570 8 - ك 198 1 قدّ يار ماست : نخل از ملايمات آن است قد و دار مثل قول خداى تعالى « وَلأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ اَلنَّخْلِ » 20 : 71 ( 1 ) چنان كه زنجير بعد از ملايمات بىعقلى و جنونست حاصل آن است كه : ز استاد چو وصف جام بشنودم خود جام جهان نما و عالم بودم ( ( 3791 ) ) اين بخارا منبع دانش بود * پس بخاراييست هر كه آنش بود ن 570 17 - ك 198 6 اين بخارا : در فارسى بخار علم و فضل است و چون علما در بخارا بسيار بودند بخارا گفتند و بخاراى معنوى شيخ است كه منبع علم با لله است . ( ( 3794 ) ) اى خنك آن را كه ذلَّت نفسه * واى آن كس را كه يردى رفسه ن 570 20 - ك 198 8 ذلَّت نفسه : ذليل و خوار شود نفس اماره اش . يُردى : مضارع اردى . رفس : به مهملتين بينهما فاء حركت پاى يعنى هلاك كند او را راه و روش بد او . ( ( 3801 ) ) غَنّ لى يا منيتي لحن النشور * اُبركى يا ناقتى تَمّ السّرور ن 571 5 - ك 198 11 غَنّ لى يا منيتي : يعنى نغمه سرايى كن از براى من اى آرزوى دل من . لحن النشور : نغمه كه احياء موتى كند . ابركى : برك استناخه شتر يعنى بنشين اى شتر من تا برويم به جانب مطلوب كه تمام شد سرور من در اين مكان .
--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء طه آيهء 71 . .