حاج ملا هادي السبزواري
166
شرح مثنوى
ذات وصفى : داناى همه حقايق اشيا كيست آن كس كه شناخت حضرت اعلى را حكيم راسخ گويد در وجودات حقيقيه ما هو هل هو و همچنين در آنها ما هو لم هو است . ( ( 3656 ) ) واقعاتى كه كنونت بر گشود * نه كه اوّل هم محالت مىنمود ن 564 4 - ك 196 2 واقعاتى : مثل وحدت در كثرت و كثرت در وحدت و جبر در عين اختيار و اختيار در عين جبر و ظهور در عين بطون و بطون در عين ظهور و اوّليت در عين آخريت و آخريت در عين اوّليت و همچنين در معجزات و كرامات و غير اينها . ( ( 3657 ) ) چون رهانيدت زده زندان كرم * تيه را بر خود مكن حبس ستم ن 564 5 - ك 196 3 ده زندان : مدركات ده مشاعر . تيه : به كسر اوّل بيابان . چون خلاصى يافتى از صد بلا فقر را بر خود مكن رنج و عنا ن ندارد - ك 196 3 صد بلا : ده مشعر كه گفتيم حال با ده صفت رذيله كه پيش ازين نوشتيم كه شره و خمود تا جهل بسيط و جهل مركب بطور ضرب صد درد بىدواست و از عنايت او رجا و استشفاست . سوى بحث خويش تاز اى بو الحسن كاين سخن پايان ندارد جان من ن ندارد - ك 196 4 سوى بحث : به حاء مهمله و ثاء مثلثه . نسبت اثبات با نفى از نخست گر بيانش مىكنى بر گو درست ن ندارد - ك 196 6 اثبات با نفى نخست : يعنى بدانم و ندانم كه به وجه دانايى بود و به كُنه نادانى از تفاوت نسبت بود اينجا بيان مىكند كه تفاوت نسبت بسيارى از نفى و اثبات در يك موضع را به انجام مىرساند . آن تو افكندى كه بر دست تو بود تو نيفكندى كه حق قوت نمود ن ندارد - ك 196 7 كه حق قوت نمود : چه وجود آن جناب دو وجه دارد نسبتى به حق دارد كه اوّل وجود حق