حاج ملا هادي السبزواري

154

شرح مثنوى

- تعالى . « فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ » 39 : 68 . ( 1 ) و از اين جهت « حشر » را قيامت گويند . و پايدارند كه : « خُلِقْتُم لِلْبَقاءِ لا لِلْفَناءِ » . چه مظاهر اسماء لطفيّه و چه مظاهر اسماء قهريّه . ( ( 3448 ) ) گر ترا آيد ز جايى تهمتى * كرد مظلومت دعا در محنتى ن 554 3 - ك 192 31 دعا : به شرّ و نفرين . ( ( 3451 ) ) او زنا كرد و جزا صد چوب بود * گويد او من كى زدم كس را به عود ن 554 6 - ك 192 33 عود : چنان كه آلتى از آلات موسيقاريه و چوب خوشبوى مخصوص را عود گويند ، همچنين مطلق چوب را . ( ( 3455 ) ) يار شد يا مار شد آن آب تو * ز آن عصا چونست اين اعجاب تو ن 554 10 - ك 192 35 اعجاب تو : تعجّب تو . و در بعض نسخ : « اعصاب تو » ، و خوب نيست . ( ( 3458 ) ) چونك پرّيد از دهانش حمد حق * مرغ جنّت ساختش ربّ الفلق ن 554 13 - ك 192 36 حمد حق : گذشت حديثى كه در جنب بيابان خالى هست كه نهال نشانندهء او قول مؤمن است سبحان الله و الحمد لله همچنين وارد است در حديث كه حمد حق تعالى كه بجا آورى مرغ بهشت مىشود به اذن ربّ الفلق يعنى شكافنده مواد از حبوب و بيوض و شكافنده ظلمات به ادخال صور فعليات و انوار وجودات . ( ( 3459 ) ) حمد و تسبيحت نماند مرغ را * گر چه نطفهء مرغ با دست و هوا ن 554 14 - ك 192 37 گر چه نطفهء مرغ : يعنى ميانهء مادّتين شباهت است اگر چه ماده با صورتش مخالفت زياد دارد بعد از آن كه مناسبتى ميان هر ماده يا صورتش هست كما مرّ و آن شباهت آن است كه چنان كه مادهء مرغ جنّت هواست كه نفس انسانى هواست كه مادهء كلمات لفظيه مىشود و طيبهء از آنها صعود به اوج سماء جبروت و لاهوت مىكند « إِلَيْه يَصْعَدُ اَلْكَلِمُ اَلطَّيِّبُ » 35 : 10 ( 2 ) مادهء مرغ دنيوى هم باد و هواست كه بر مادهء طيور هوا غالبست كه خفّت دارند و طيران مىكنند چنان كه بر مادهء

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء زمر آيهء 68 . . ( 2 ) قرآن كريم سورهء فاطر آيهء 10 . .